میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ساعت ۱۹:۲۲
 
 
مردم چک سفید امضا به کسی نمی دهند
از برخی محافل رسانه ای و فکری اصولگرایان زمزمه پایان رقیب یا پایان اصلاحات به گوش می‌رسد...
از برخی محافل رسانه ای و فکری اصولگرایان زمزمه پایان رقیب یا پایان اصلاحات به گوش می‌رسد؛ پایانی که آغاز و نماد آن برتری اصولگرایان در انتخابات مجلس شورای اسلامی بوده است.
این مضمونْ متضمن و یا حتی ملازم با بی اعتنایی به رقابت سیاسی و نیز تاکید بر اعتماد عمومی است. حال آنکه در مردم سالاری یا دمکراسی به معنای عام و در مردم سالاری دینی به طور خاص، مردم چک سفید امضا به کسی نمی دهند و حتی اعتماد آنها به افراد ولو افراد شایسته، اعتمادی موقت و همراه با اعتمادی است.
لازمه اعتماد به معنای مردمی و دمکراتیک و نیز به معنای اسلامی و الهی آن، قدری بی اعتمادی است. این بی اعتمادی (بی اعتمادی نسبی) متضمن یک حیث امکانی است؛ حیثی که معطوف به آینده فرد یا کارگزار است. این حیث سبب مسئولیت حداکثری کارگزار-مثلا نماینده مجلس شورای اسلامی- می شود. به طور کلی نیز در خصوص نهادهای مستقیماً انتخابی این وضع صادق تر است.
متناسب با القای پایان رقابت توسط برخی افراد باید گفت، رقیب اساسی جریان انقلاب، دشمن خارجی است؛ دشمنی که سعی در افول مشارکت دارد؛ افولی که روی دیگر آن بی اعتمادی رادیکال و عمیق است؛ یک بی اعتمادی که دیگر در دل اعتماد نیست بلکه بیرون از آن ایستاده است.
دمکراسی بر سرمایه اجتماعی مبتنی است و مهمترین رکن سرمایه اجتماعی، اعتماد است. البته دمکراسی به بی اعتمادی نیز نیاز دارد، اما قدری بی اعتمادی، نه بی اعتمادی مطلق. اعتماد با تعریف چارلز تیلی، به معنای قراردادن منابع ارزشمند در خطر شرارت، اشتباه و ناکامی های دیگران است.
این تعریف متناظر با دولت های دمکراتیک و یا رژیم هایی است که از اراده مردم برمی خیزند. از همین روست که دمکراسی بیش از سایر رژیم ها به اعتماد نیاز دارد و بنابراین بیشتر در تنگنا قرار می گیرد. به بیان دیگر چون تمنای بیشتری دارد، تنگنا دارد؛ البته تنگایی که بی آن، هم جامعه خفه می شود و هم دمکراسی دیگر دمکراسی نبوده و می تواند دیکتاتوری یا هرچیز دیگری باشد.
سه راه حل متعارف برای این تنگنا وجود دارد: راه حل نومحافظه کارانه، راه حل انتخاب عقلانی و راه حل مشورتی.
راه حل نومحافظه کارانه که بطور خاص فوکویاما آن را طرح می کند، تنها راه تعدیل این تنگنا را کاستن از تعداد تصمیم های جمعی توسط نهادهای سیاسی و در عوض، افزودن تصمیم های نهادهای مدنی یا بازار می داند که اعتماد در آنها به زعم او بیشتر است.
رهیافت انتخاب عقلانی نزد کسانی مانند راسل هاردین اعتماد را نوعی اعتقاد قلمداد می کند. باور به این که هرکسی چه فرد یا نهاد منافعی در رفاه شخصی دارد. براین اساس، سازمانهایی که سود خود را تضمین کنند به رفع تنگنای دمکراتیک کمک می کنند.
راه حل مشورتی فاصله را با ایجاد تبادل آرا و تکمیل اعتماد متقابل کم می کند. خود این فرآیند تبادل سبب تولید اعتماد می شود و متقابلاً وجود اعتماد نیز به تبادل بیشتر آرا مدد می رساند.
راه حل چهارمی که چارلز تیلی طرح می کند قدری بی اعتمادی هم در کنار اعتماد، لازم است؛ این بی اعتمادی، توافق و اعتماد را مشروط می سازد یا به بیان ساده تر، این اعتماد، چک سفیدامضاء به حاکمان منتخب نمی دهد. توافق مشروط متضمن نوعی تهدید است که حاکمان را تحدید و محدود می کند.
در این راه حل شهروندان نه تنها توان تغییر حکام را دارند، بلکه می توانند از خدماتی مانند سربازی و دادن مالیات سرباز بزنند. این شهروندان وفادارند اما به نحوی مشروط و در وفاداری آنها هرآن امکان شوریدن وجود دارد.
بدینسان، اعتماد عمومی با سیاست عمومی رابطه‌ای سازنده تر می یابد. رابطه ای که اعتماد عمومی را به بی اعتمادی و نومیدی مبدل نمی سازد و هم سیاست عمومی را هرچه بیشتر بر اعتماد عمومی متکی می کند و هم به تصحیح و بهترشدن سیاست عمومی یاری می رساند.

نویسنده: محسن سلگی
کد مطلب: 121773
 
Share/Save/Bookmark