تداوم دولت خورشيد

15 خرداد 1388 ساعت 11:00


«اين جانب که خود را شاگردي متواضع و فرزندي مطيع و مريدي دلباخته آن روح الله مي‌دانم، اين توفيق را داشته ام که در تمام مدت ده سال و چند ماه پس از ورود رهبر کبير به ايران، تا لحظه عروج آن روح ملکوتي، از آن سرچشمه فياض سيراب شده و لحظه لحظه جريان مبارک آن هدايت الهي را با همه وجود خود لمس کنم. سخن و اشارت او، انديشه و نصيحت او، دستور و توصيه او، و بالاخره عمل و رفتار او، عطيه‌هاي گوناگوني بود که سخاوتمندانه از آن قله مصفا مي‌جوشيد و معدودي از ياران او را که در دامنه بودند، پيوسته بهره مند مي‌کرد. درس او، تنها آن نبود که در حوزه علميه از او فرا گرفتيم، يا در دوران شانزده ساله مبارزه از دور و نزديک، به جان نيوشيديم؛ بزرگترين و ماندگارترين درس او، آن بود که در اين ده سال، همچون آيات حکمت به جان و دل خريديم و در لوح ضمير ثبت کرديم. به کمک و اراده الهي، هيچ حادثه و هيچ انگيزه اي نخواهد توانست آن را که بخشي از وجود ماست، از ما جدا کند، و اين جانب در مسئوليت خطير و جديد خود، ملتزم و متعهدم که مو به مو، آن درسهاي الهي را به کار بندم.» ***** پيام آيت الله خامنه اي به ملت شريف ايران در تاريخ 18 خرداد سال 68 بيانگر رابطه امام(ره) با ايشان مي‌باشد. در روز 14 خردادماه سال 68 که مردم در غم از دست دادن نعمت پر برکت وجود حضرت امام خميني(ره) بودند، اعضاي مجلس خبرگان رهبري طي اجلاس ويژه اي، تصميم تاريخي و تعيين کننده خود را درباره جانشيني حضرت امام خميني(ره) و انتخاب رهبر جديد اتخاذ کردند و حضرت آيت الله خامنه اي را به اين سمت خطير برگزيدند. امام(ره) قبل از رحلتشان در بياناتي در مورد ايشان چنين فرموده بودند که «جناب عالي را يکي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي‌دانم و شما را چون برادري که آشنا به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت فقيه جداً جانب داري مي‌کنيد، مي‌دانم» و «در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي، از جمله افراد نادري هستيد که چون خورشيد، روشني مي‌دهيد» چگونگي يک انتخاب بعد از اينکه امام در قم کسالت پيدا کردند و قلبشان آسيب ديد، دلسوزان براي آينده انقلاب نگران بودند لذا تصميم گرفتند براي امام جانشين تعيين کنند. بعدها آيت الله منتظري به عنوان قائم مقام رهبري تعيين شدند اما به خاطر برخي مسائل و اختلافات پيش آمده ايشان توسط امام(ره) برکنار شدند. امام در نامه هشتم فروردين به آقاي منتظري گفتند: «نه شما موافق بوديد و نه من». پس از عزل آقاي منتظري نظرها به سوي شورايي شدن رهبري پيش رفت و آيت الله خامنه اي و رفسنجاني هم بر اين امر تأکيد داشتند که شوراي رهبري سه نفره تشکيل شود.آقاي‌هاشمي در خاطرات خود چنين آورده اند که: «در زماني که بحث عزل آيت الله منتظري جدي بود به امام گفتيم بعد از شما چه اتفاقي مي‌افتد؟ ما که رهبري نداريم. خلأ پيش مي‌آيد. ايشان هم در پاسخ فرمودند: آقاي خامنه اي هست.» از سوي ديگر بعضي از اعضاي خانواده امام نقل کردند که وقتي آيت الله خامنه اي در دوره رياست جمهوري به کره شمالي رفته بود و امام فيلم سفر را از تلويزيون تماشا مي‌کردند، گفتند: «ايشان براي رهبري صلاحيت دارند.» مورد ديگر اينکه آقاي خلخالي در جايي گفته بود که از امام پرسيدم نظر شما به کيست و ايشان آقاي خامنه اي را معرفي کردند و بعد گفتند اگر من اعلام کنم بحث انتصاب پيش مي‌آيد که صلاح نيست. به هر حال رهبر کبير انقلاب در 14 خرداد 68 رحلت کردند و جلسه فوق العاده مجلس خبرگان براي تعيين رهبر در همان روز تشکيل شد. بسياري از تحليلگران سياسي بر اين باور بودند که رحلت امام خميني(ره) خزان انقلاب ده ساله را به دنبال خواهد داشت و پس از امام بين مردم و مسئولين تفرقه بوجود آمده و کسي توانايي رهبري نظام را نخواهد داشت. در آن مقطع در جلسه مجلس خبرگان عده اي از جامعه مدرسين که 13 نفر بودند، مي‌خواستند آيت الله گلپايگاني راي بياورد که ايشان همان 13 رأي را آوردند. عده اي هم آيت الله خامنه اي را قبول داشتند و مانند دسته اول مخالف شوراي رهبري بودند ولي در همان جلسه آيت الله خامنه اي و آقاي‌هاشمي به عنوان مخالف فردي و موافق شورايي صحبت کردند. اما پيشنهاد فردي رأي نياورد و قرار شد فقط يک نفر براي رهبري انتخاب شود. همانطور که ذکر شد پس از رأي گيري، آيت الله گلپايگاني تنها 13 رأي آوردند و 68 نفر نيز به رهبري آيت الله خامنه اي رأي دادند. در آن مقطع يکي از مشکلات موجود بحث شرط مرجعيت براي رهبر بود. قانون اساسي مي‌گفت: بايد يک نفر يا جمعي از مراجع باشد.امام (ره) هم در زمان حياتشان تأکيد داشتند که بهتر است مرجعيت شرط نباشد و حاج احمد آقا هم اين گفته امام را تأييد کردند. امام روزهاي آخر عمرشان براي بازنگري قانون اساسي نامه دادند که مجتهد عادل منتخب مردم کافي است و شرط مرجعيت لازم نيست ولي قانون سابق چنين اجازه اي را به خبرگان نمي‌داد لذا براي انتخاب آيت الله خامنه اي دو بار رأي گيري به عمل آمد. اول براساس حکم امام موقتاً آيت الله خامنه اي انتخاب شد. بعد که قانون اساسي اصلاح شد براساس قانون اساسي جديد دوباره رأي گيري شد که اين بار تعداد آراء ايشان تقريبا به اکثريت مطلق رسيد. آقاي‌هاشمي درباره دليل رأي آوردن آيت الله خامنه اي چنين مي‌گويد: تمام شدن سريع کار خبرگان و رأي آوردن ايشان پنج دليل داشت. اول اينکه اوضاع خطرناک بود و خبرهايي هم از جبهه رسيده بود که نيروهاي صدام حرکت کردند و به جلو مي‌آيند. همه نگران بوديم که خلأ وجود رهبري، آن هم پس از رحلت امام مشکل آفرين شود. دوم، همين حرفهايي را که پنج نفر درباره آقاي خامنه اي از امام شنيده بوديم، مطرح کرديم. سوم، نقل نظر امام که مجتهد، کافي است و احتياج به مرجع نيست. چهارم، آن حرفهايي که نقل کردند که امام پاي تلويزيون گفتند، مؤثر بود. پنجم که مهمتر از همه است، شخصيت و صلاحيت‌هاي خود آيت الله خامنه اي است که براي خبرگان شناخته شده بود و اصلح از ايشان کسي را نمي‌شناختند.


کد مطلب: 17517

آدرس مطلب: http://siasatrooz.ir/vdca0mn6.49n0615kk4.html

سیاست روز
  http://siasatrooz.ir