میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست خبر
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۳۵
 
 
تک مضراب
این بار هم زدیم.جوری هم زدیم که صدایش همین امروز دربیاید و کار به فردا نرسد.ترامپ که نیستیم بلاتشبیه! گفتیم می زنیم شک نکنید که...

این بار هم زدیم.جوری هم زدیم که صدایش همین امروز دربیاید و کار به فردا نرسد.ترامپ که نیستیم بلاتشبیه! گفتیم می زنیم شک نکنید که می زنیم. حالا بین ما و برادر باهنر یک عشق افلاطونی برقرار است وگرنه همچین می زدیم که عشق دان ایشان لطمه اساسی ببیند. زدیم.به مواضع اصولی ایشان هم زدیم.شفاف هم زدیم. آنقدر خوب زدیم که به قول سلطان قاجار از خودمان خوشمان آمده است.
برادر باهنر: چطور وقتی صد و چهل نفر از نردبان لیست امید به مجلس رفته اند زمانیکه آقای عارف کاندیدای ریاست می شود صد و چهار نفر به ایشان رای می دهند.
ننجون: مثل خودتان که یک بار یک میلیون و هشتصدهزار رای می آورید و یک بار هزار و هشتصدنفر هم حاضر نیستند به شما رای بدهند.
برادر باهنر: عده ای نذر می کنند بروند مجلس و برایشان اهمیتی ندارد از چه نردبانی بالا بروند.
ننجون: ای جوانی کجایی که یادت بخیر! از چه نردبان هایی که با هم بالا نرفتیم مهندس جان!
برادر باهنر: من اتفاقا موافقم که مردم لیستی رای بدهند.
ننجون: عجیب است.من فکر می کردم شما فقط موافق باشی که مردم کیلویی رای بدهند.
برادر باهنر: ما در انتخابات باید «صالح مقبول» را به «اصلح غیرمقبول» ترجیح بدهیم.
ننجون: آدم مصاحبه های شما را می خواند باید یک مترجم عربی هم کنار دستش داشته باشد.کمی از آقای حداد عادل یادبگیرید پاسداشت زبان فارسی را!
برادر باهنر: ممکن است در یک منطقه به یک جمع بندی برسیم که مثلا الا و لابد یک اصلاح‌طلب رای می آورد ولی این دلیل نمی شود که ما بیایم و از آن اصلاح طلب حمایت کنیم ما حتما آنجا یک کاندیدا معرفی می کنیم ولو اینکه می دانیم شکست می خورد ولی در انتخابات هستیم.
ننجون: ما قدیم ها در دوران بچگی به این حالت یک چیزی می گفتیم که قابل چاپ نیست ولی مخاطبان فهیم روزنامه سیاست روز می توانند حدس بزنند.
برادر باهنر: در تهران اصلا برای کسی نمی صرفد که رای را بخرد. اما در منطقه ای که دوازده هزار نفر یا ده هزار رای می دهند تا نماینده به مجلس بفرستند آنجا بله ممکن است بروند و رایی را بخرند.
ننجون: آی پدر تجربه بسوزد.
برادر باهنر: من قصد توهین ندارم اما مثلا از حوزه انتخابیه تهران یکسری آدم هایی که سوپر مارکت سر کوچه شان هم آنها را نمی شناسد به مجلس رفته اند.
ننجون: پس اگر قصد توهین داشته باشید لابد فحش همشیره و والده می دهید.
برادر باهنر: با وجود این شرایطی که مطرح کردم باز هم اما آن نگرانی که مجلس دست آدم های تازه به دوران رسیده یا واژه هایی که نمی گویم ...
ننجون: نگو مهندس جان اینجا خانواده نشسته!
برادر باهنر: بیست سال قبل در جامعه مهندسین یک دوستی داشتم که یک وقتی با هم اختلاف سیاسی پیدا کردیم و ما عذر ایشان را خواستیم...
ننجون: این جانم فدای این سعه صدر شما که ما را عاشق خودش کرده است.
برادر باهنر: ایشان دست به قلمش خوب بود در سایتی نوشت که باهنر سلطان چای ایران است.
ننجون: بنده قویا این موضوع را تکذیب می کنم. سلطان چای یعنی چی؟ شما سلطان نمکی! سلطان شکری! سلطان قند و نباتی! اصلا سلطان شکلاتی مهندس!
برادر باهنر: من شنیده ام این دوره درحدود پانزده هزار نفر برای مجلس می خواهند ثبت نام کنند و همه شان هم میخواهند بروند و خدمت بکنند(خنده)
ننجون: می خندی باهنرجان! ثبت نام دیگران خار دارد و مال شما ندارد؟
برادر باهنر: من با آقای ناطق و لاریجانی دوست هستم و می آییم و می رویم اما مذاکره انتخاباتی نداشتم.
ننجون: حرف های خانوادگی وقت برای آدم نمی گذارند. همین که حال چهارتا پسرخاله و دختر دایی و داماد و عروس را هم بپرسید دو سه ساعتی طول می کشد.
برادر باهنر: شما در نظر بگیرید اصول گرایان در یک مسیر و ستون صد متری کنار هم ایستاده اند، به بیست متر اول اگر بگوییم برو کلاه را بیاور می روند سر را می آورند. بیست متر آخر هم حاضرند در یک نقطه و شب تاریک در گوشتان آرام بگویند که ما اصول گراییم ولی شما به کسی نگویید.
ننجون: حالا شما در نظر بگیرید که مردم در مترو مثل ماهی ساردین کنار هم چیده شده اند. به واگن اولی ها می گویید شما رای می دهید؟ آنقدر فحش می دهند که دیگر جرات نمی کنید از واگن آخری ها چیزی بپرسید.
برادر باهنر: یک کوهی را می شکنیم تمام سنگ های آن تیز است اما وقتی در رودخانه قرار میگیرند بعد از دو سال الی سه سال همه شان نرم می شوند.
ننجون: خداوکیلی اگر باهنر نمی شدید حتما سهراب سپهری می شدید.

کد مطلب: 110894
 
Share/Save/Bookmark