قافله سالار

17 مرداد 1400 ساعت 11:47


محرم ، هزار و چهارصد اومد
ماه غم عزیز حیدر(ع) اومد
محرم و غصه و غم زیاده
میاد یه کاروان، پای پیاده

قافله سالار اونا حسینِ (ع)
آقام حسین ، امیر عالمینِ
حضرت حق به بودنش می نازه
توی بهشت حسین یکه تازه

نام حسین الحق به دل می شینه
عشق حسین یه عشق آتشینه
حسین حسین بگو دلت جوون شه
غمهای دنیا از دلت برون شه

حسین میگه عباس من با وفاست
این کاروان با بودنش با صفاست
شبه نبی، گل پسر حسینه
قدش رشید، چو ماه مشرقینه

حسین اومد با لیلا و با رباب
با طفل شش ماهه‌ای چون درناب
حسین میاد با دختر سه ساله
میگه بابا دوریت برام محاله

زینب میگه، خواهر برات بمیره
این خواهرت بی تو حسین اسیره
این کاروان بس که جفا میبینه
گرد اسیری رو سرش میشینه

صاحب زمان، ناظر ماتم سراست
اسم حسین هر جا بیاد کربلاست
مثل همه «سیرنگ» دلش غم داره
غم ز غم شاه شهیدان داره

شاعر: سیرنگ احمدزاده


کد مطلب: 119155

آدرس مطلب: http://siasatrooz.ir/vdcjiheviuqevvz.fsfu.html

سیاست روز
  http://siasatrooz.ir