میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۳۹
 
 
انتظارات بجاي مردم
دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد‌على رجايى؛ رئيس‌جمهور و محمد‌جواد باهنر...

دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد‌على رجايى؛ رئيس‌جمهور و محمد‌جواد باهنر؛ نخست وزير وقت ايران در سال ۱۳۶۰ است. شهيدان رجايى و باهنر تشکيل‌دهندگان نخستين دولت ايران پس از يکدست شدن جمهورى اسلامى ايران که پس از خروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى‌صدر استقرار يافت. از اين جهت دولت رجايى و باهنر آغاز عصر تازه جمهورى اسلامى بشمار مي‌رود و شهادت آنها ضايعه‌اى است که دولت و مردم ايران هر سال به ياد آن در سوگ مى‌نشينند.
هفته دولت، فرصتى است تا لختى تأمل کنيم و به آن چه درگذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنيم. بايد رنج و تلاش مسئولان متعهد کشور را ارج نهيم، خدمت‌هاى ناديدنى دولت مردان خدمت گزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.
اينك باعنايت به اين مناسبت نكاتي را با جناب دكتر روحاني رئيس محترم دولت مطرح و در ميان مي‌گذاريم باشد كه مورد توجه ايشان قرارگيرد:
۱- یکی از انتظارات بجای مردم از دولت و نظام اسلامی، ایجاد سیستم اقتصادی سالم است که سرمایه‌ها را به گونه صحیح به کار گیرد و پایه‌های اقتصادی استوار را بنا نهد. با وجود تلاش فراوان دولتمردان، هنوز این نیاز اساسی اقتصادِ بیمارگونه ما به طورآشکار جلوه‌گر است. البته از مشکلات داخلی و خارجی نظام نباید غافل شد. به هر روی، برای برپایی سیستم اقتصادی سالم و پایدار نیاز به تلاش عمومی و به کارگیری تمام توان‌های بالقوه جامعه است. دولت با بسیج نیروهای متخصص و با تجربه می‌تواند بر این مشکل فایق آید.
۲- جامعه مطلوب، جامعه‌ای است که دولتمردانش با مردم همدل و همنوا باشند و در راه رسیدن به کرامت انسانی و استقلال همه‌جانبه تلاش کنند. برای این منظور یکی از طرح‌های مهم دولت بايد به کار گرفتن سرمایه‌های مردم برای پایه ریزی اقتصادی سالم و مستقل باشد. مشارکت ملی مردم در طرح‌های اقتصادی رشد مناسبی داشته است ولی به حدّ مطلوب نرسیده و دولتِ خدمتگزار باید با ایجاد جاذبه‌های مادی و معنوی، مردم را به مشارکت‌های جدی و عمومی فرا بخواند.
۳- یکی از مهم‌ترین پایه‌های اقتدار هر دولت و حکومتی، «امنیت» است. تعیین میزان واقعیِ اقتدار سیاسی و ثباتِ داخلی از طریق این عامل قابل ارزیابی و ارزش‌گذاری است. این امر در کشور ما، نه تنها از لحاظ سیاسی و اصول حکومت داری دارای اهمیت است، بلکه از جهت اقتصادی و فرهنگی نیز بسیار مهم است. لذا تمام ارکان جامعه هوشیارانه باید مواظب بوده، از تنش‌ها و عملکردهایی که باعث ایجاد ناامنی می‌شود بپرهیزند.
۴- یکی از محورهای اصلیِ توسعه، عدالت اجتماعی است. تقسیم عادلانه ثروت و به کارگیری یکسانِ توانایی‌های جامعه با هدف دست‌یابی به توسعه‌ای هماهنگ و فراگیر، از جمله شاخصه‌های عدالت اجتماعی است. خواسته مردم از دولت و نظام اسلامی، ریشه‌کن کردن بی‌عدالتی و ایجاد بستری سالم برای تقسیم عادلانه امکانات و فرصت‌ها و اجرای عدالت اجتماعی در عرصه‌های گوناگون است.
از اهداف اصلی حکومت اسلامی، برپایی قسط و عدالت اجتماعی است. اجرای درست عدالت در جامعه و بهره‏مندی تمامی مردمان از امکانات موجود، اصلی‏ترین عامل اجتماعی حرکت جامعه انسانی به سوی تعالی است. بنابراین، وظیفه دولت اسلامی است که در تأمین عدالت اجتماعی تلاش کند.
مسئولان باید به دنبال عدالت باشند. دنبال آسان کردن زندگی برای طبقات مستضعف و محروم و پابرهنه باشند؛ کسانی که در روز خطر این مملکت را نجات دادند.
جناب روحاني چرا فكري به حال اقشاركم درآمد نمي‌نماييد؟ چرا فاصله حقوق مديران در هر دستگاه با هم اختلاف فاحش دارند و چرا فاصله حقوق مديران با كارمندان و كارشناسان گاهي اوقات به چند ده ميليون تومان مي‌رسد؟
خوب است بررسي اين بي عدالتي را از نهاد رياست جمهوري آغاز تا بدانيد درحوزه مديريتي كلان حضرت عالي چه مي‌گذرد؟ گويا برخي از چاپلوسان موجب فيلترينگ شما گشته و نمي‌گذارند كسي ازكاركنان به شما نزديك شده و داد خودشان را از ظلم پاره اي از مديران نهاد مطرح نمايند! وا... در قيامت مسئول هستيد و بايد در پيشگاه خداوند سبحان درظلمي كه به ايشان رفته پاسخگو باشيد.
آيا مي‌دانيد بازنشستگان كشور و حتي بازنشستگان دستگاه جناب عالي چگونه زندگي مي‌گذرانند؟ چرا آقاي بانك و جناب نهاونديان - كه الحمدلله هر دو ايشان از مكنت فراوان برخوردارند - نسبت به حال زيردستانشان بي‌خبر و كم‌اهميت هستند!
رسيدگي به اين امور يعني عدالت اجتماعي، يعني مبارزه با فقر، تبعيض و فساد. جناب روحاني آيا خبر داريد مديران شما نيز پاي خود را جاي پاي مديران دولت سابق گذاشته و در حمله به بيت‌المال گوي سبقت را از يكديگر ربوده‌اند و پشت به پشت براي چپاول از بيت‌المال، از يكديگرحمايت غارتگرانه كرده و با عناويني چون مشاور و مديركل خود را صاحب مقام كرده و حقوق‌هاي ۳ ميليوني خود را بعضا به ۷ تا ۱۰ميليون رسانده‌اند؟! آيا اين است معناي نظام هماهنگ پرداخت؟ آيا تا به حال فكر كرده ايد چرا همه عاشق پست مديريت شده اند و چرا مديران دودستي ميز مديريت را گرفته و رها نمي‌كنند و حتي حاضرند به خاطرآن تملق و چاپلوسي نمايند و حق را در حوزه مسئوليتي خود قرباني نمايند؟!
والله اگرحكومت علي بن ابيطالب‌(ع) بود اين متملقان چاپلوس جايگاهي دراين دستگاه نداشتند. جناب روحاني تا دير نشده آتش جهنم را از دامان خود دور و حوزه مديريت كلان مجموعه نهاد را به اهلش واسپاريد كه طمعي نسبت به بيت‌المال نداشته باشد. اميدوارم اين مقاله نيز كه درد دل كاركنان و بازنشستگان نهاد مي‌باشد مورد عنايت ديوان محاسبان قرارگيرد.
۵- خوشبختانه رهبر معظم انقلاب با اتکا به تجربه‏های ارزشمند اجرایی و تیزبینی خاص خویش، کوشیده است با نظارت دقیق بر عملکرد دولت‏مردان و نمایاندن نقاط قوّت و ضعف آنها، با بیان هشدارها، رهنمودها و راهکارها، دولت را برای رسیدن به اهداف چشم‏اندازی روشن و امیدبخش یاری رساند. ایشان همواره با طرح خواسته‏هایی چون مبارزه دولتمردان با مثلث شوم فقر و فساد و تبعیض و طرح‏های دیگر، به تبیین سیاست‏های صحیح نظام پرداخته است. نگارنده اميدوار است دولت اعتدال با جديت دراين مسير حركت و شكاف‌هاي طبقاتي را كمتر نمايد.
۶- از ديگر مسئوليت‌هاي دولت در برابر شهروند آن است كه براي اصلاح جامعه تلاش كند. تلاش براي اصلاح جامعه از اصول اساسي نه تنها دولتمردان بلكه هر انساني است. ارزش و اعتبار اصلاحات تا آن اندازه است كه بعثت‌هاي پياپي پيامبران تنها براي اين منظور انجام شده است. هر دولتي موظف است همانند هر فرد مسلمان در حوزه اصلاح فردي (تزكيه) و اجتماعي تلاش كند و جلوي هرگونه فساد و تباهي و پديده‌هاي ناهنجار اجتماعي را بگيرد اين مسئله همان چيزي است كه امام حسين(ع) آن را انگيزه قيام خود برشمرده است و مي‌فرمايد. انما خرجت لاصلاح امت جدي؛ من تنها براي اصلاحات در رفتار و هنجارهاي امت جدم قيام كرده و خروج بر دولت ظالم نموده‌ام. بنابراين اصلاح جامعه و جلوگيري از فساد و يا گسترش آن از وظايف دولت اسلامي است كه قرآن در آيه ۲۰۵ سوره بقره بدان اشاره دارد.
۷- حفظ نسل و توجه به آموزش و تربيت كودكان و نوجوانان از مهم‌ترين وظايف دولت اسلامي است. آموزش‌ها به گونه‌اي باشد كه هويت اسلامي نوجوانان و جوانان حفظ شود. البته در آيات قرآن از حفظ نسل به مفهوم كلي و گسترده آن سخن رفته است كه هم به بخش تشويق مردم به توليد نسل است و هم به معناي محافظت بر اصول اسلامي و آموزش و تربيت آنان است. حفظ نسل از آن‌رو ضروري است كه بدون نسل امت از ميان مي‌رود و بدون آموزش و ايجاد بسترهاي لازم جامعه‌پذيري جامعه دچار بحران هويت مي‌شود. از اين روست كه قرآن بر حفظ نسل تاكيد مي‌ورزد. (بقره آيه ۲۰۵)
۸- از ديگر وظايف دولت در حوزه اقتصادي، مهار توليد و توزيع ارزاق عمومي و نيازهاي ضروري انسان و جوامع بشري در شرايط بحراني و شرايطي است كه گمانه بحران مي‌رود. (يوسف آيه ۴۷)
قرآن دولت‌ها و حاكماني كه به امور اقتصادي مردم رسيدگي نمي‌كنند و به وضعيت اقتصادي جامعه و امت بي توجهي مي‌كنند سرزنش و نكوهش مي‌كند. (نساء آيه ۵۳)
به هر حال از وظايف حكومت و دولت‌هاست كه در حوزه اقتصادي به ويژه كشاورزي كه رزق و روزي مردم را تامين مي‌كند اهتمام داشته و براي آن برنامه‌ريزي دقيق ارائه دهند و بر حفظ و گسترش آن بكوشند. (بقره آيه ۲۰۵)
۹- دولت بدون منتقد و عدم رعايت حقوق منتقدان؛ دولتي بدون چشم و گوش، زبان و دستاني قدرتمند خواهد بود که با وجود تمام انرژي نهفته دروني توانايي تبديل پتانسيل‌هاي موجود به فعليت‌هاي موعود را نخواهد داشت. فضاي نقد در کشور يک ضرورت است و دولت بايد پذيرش آن را داشته باشد. اگر فضاي نقد و بررسي در کشور نباشد کشور با مشکلات جدي رو به رو خواهد شد. نبايد فراموش شود که دولت فاقد منتقد در معناي منسجم، هدفمند، هوشمندانه و هوشيارانه‌ساز در دنياي مدرن امروز محکوم به پرداخت هزينه‌هاي گزاف است. نبايد انتظار داشته باشيم که هيچ‌کس هيچ چيزي نگويد و انتقادي نکند اما بعضي افراد که انتقاد کردند به کم‌سوادي و ديگر القاب متصف و متهم شوندكه اين نوع نگاه و نگرش تبعات منفي به دنبال دارد. رئيس‌جمهور بايد در اين زمينه سعه‌صدر بيشتري ازخود نشان دهد. شعارهاي اين دولت مغاير با رفتارها و اعمالش است.
قطعا تخریب با نقد متفاوت است و دولت باید از نقد عملکرد خود استقبال کند. در جامعه ما نخبگان بسیاری وجود دارند که نقدهای دلسوزانه‌ای به دولت داشته و هیچ‌گاه هدفشان تخریب نیست. اگرکسی را قبول نداریم نباید وی را متهم کنیم تا فضای کشور منطقی باقی بماند. باید از نقد‌ها استفاده کنند. حیات جامعه و نشاط آن منوط به وجود فضای نقد است و باید تفاوت میان نقد و تخریب قایل شد. حق نداریم منتقد خود را کم‌سواد معرفي و به جهنم برويد خطاب کنیم‌.

کد مطلب: 88807
, مولف : اسد الله افشار
 
Share/Save/Bookmark