میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جامعه مقاله
۱
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۰
 
 
رکن اساسی سعادت خانواده و جامعه چيست؟
رکن اساسی سعادت خانواده و جامعه چيست؟
 

اگر بخواهيم جامعه مهر و سامان داشته باشد و به سوی رشد در حرکت با شد چاره ای نيست جزاين که به تربيت فرزندان خود بپردازيم . نمی خواهيم دختران و پسران که زنان و مردان آينده به شمار می آيند در دنيا به سان لاله‌ها در باغ باشند و فقط منظره ای زيبا بسا‌زند و به د رد هيچ چيز نخورند بلکه بايد مسئوليت سازندگی نسل را بر عهده گيرند و برای بشريت همان چيزی را به ارمغان آورند که مورد نياز و آرزوست. در امر تربيت ، تربيت دختران با لحاظ کردن برخی عوامل بر پسران مقدم می‌باشد. اين نسل است که بايد افراد شريف، متعهد، مومن، آگاه و خدمتگزار به جامعه بسازد و تحويل دهد. رهبران جامعه، متفکران، مخترعان، نخبگان علمي و فرهنگي جامعه، افراد پاک و مسئول، مردان و زنان شايسته و عفيف از دامن زنها برخاسته‌اند و اين امرقا بل تحقق نبوده ونيست، جز در سايه تربيت اوليه ايشان و اعطای آن چيزی که می‌خواهيم از آنان باز گيريم.

غرامتي كه بايد پرداخته شود
حق اين است که در طول تاريخ در امر تسهيل رشد اين طبقه مسامحه بسياری صورت گرفته است و بشريت بايد غرامت سنگيني را بابت اين سهل‌انگاری ها بپردازد. اگر در جامعه ای فساد است ،انحطاط است ،لغزش و انحراف است، سير رو به زوال ملکات و فضايل است ،بخشي از آن بدان خاطر است که دختران ديروز ،همسران خوب، ما د ران مومن و آگاه و سنگر دارانی وفادار تربيت نشده اند ! و اگر بخواهيم در جامعه ای رشد و حرکت با شد ،ايمان و اعتقاد باشد،شرافت و نجابت حکومت کند،بايد به دنبال مادران و دختران رويم و از آنها بخواهيم که چنين اهدافی را در خود پديد آورند و تثبيت نمايند.به گفته " فورير" تغيير در يک دوره تاريخی هميشه به وسيله پيشرفت وترقی زنان تعيين می شود.ارزش توجه به زن را هنگامی می توان دريافت که دريابيم آمار مرگ روانی نسل در جامعه چقدر است. انحرافات و لغزش، جرم ها و جنايت ها، دست کشيدن از عزت و شرافت و روی آوردن به سوی پستيها و انحطاط ها حکايت از مرگ روانی نسلها دارد .مادران نا آگاه فرزندانی زنده به دنيا می آورند، با فطرتی خدا آشنا و گرايش به خير و حسن، ولی به علت جهل وغفلت وخوش گذرانی و توقعات بيجا و تنوع طلبی های افراطی، خودخواهی و حسادت ها و غرور های کاذب عامل مرگ روانی آنها می شوند و يا فطرتشان را در زير توده هايی از خاکستر های گوناگون قرار می دهند.ما امروزه د رجامعه اسلامی خود،در کنار زنان و مادران پاک سرشت و آگاه و از خودگذ شته ،با زنان لا ابال و غير مسئول و غير متعهد و خودباخته که اسير کبر و غرور می باشند مواجه هستيم که از يک شخصيت متزلزل ،آشفته و غير قابل باور و تربيت نشد ه برخوردارند و همين امر موجب آن گرديده تا نسل پديد آمده از ايشان متحمل ضربه های سختجبران نا پذيرمادی و معنوی گردندو جامعه به سراشيبی و انحطاط سوق داده شود! علت اين امر بدان خاطر است که تا کنون به تربيت صحيح و انسانی و فرهنگی و اخلاقی و مذهبی ايشان توجه جدی مبذول نگرديده است و اين قلم اعتقاد دارد تنها راه نجات ، با زگشت از وضع نابسامان موجود به وضع مطلوب آرما نی ا ست.

فاجعه اي كه بايد پيشگيري شود
اگر فرزندان ما خا صه دختران خوب تربيت نشوند و يا در تربيت آنها اهمالی صورت گيرد، فاجعه‌ای برای جامعه ببا رخواهد آمد.۹۰درصد بدبختيها وپريشانيهای خانواده که سرانجامش به طلاق و جدايی و خودکشی و قتل و پستی می‌کشد ناشی از تربيت نشدن دختران است. اگردرجامعه‌ای زمينه های فساد ، فحشا، تباهی و حيوانيت و بی‌عفتی ا ست،اگرد رجامعه‌ای فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی‌، غرب زدگی‌، بوزينه صفتی‌، رفتارها و کردارهای زشت است، زن صفتی در مردان‌، مرد صفتی در زنان است، يک علت عمده آن به احتمال قوی اين است که دختران در دوران کودکی درست تربيت نشده و اينک مادران جامعه‌اند. اگر دختران امروزی که مادران فردا هستند ،نيکو تربيت نشوند بازيچه ‌های نا متعادل و ناهموار به وجود خواهند آورد و ديگر نخواهند توانست فرزندان خوب، با صلابت و قوی تربيت کنند ، زيرا تربيتی که مادر می دهد رکن ا‌سا‌سی سعادت خا‌نواده وجا‌معه است.
روايات بسيا‌ری د‌ر اسلام داريم که تربيت را برای فرزندان حق و برای والدين بدهی به حساب آورده اند وا بعاد وتربيت را درباره فرزندان ذکر کرده‌اندکه شامل تعيين نام نيکو،آموزش قرآن، تعليم و تعلم، تأمين امنيت، فراهم نمودن محيط مساعد جهت رشد مادی و معنوی ، شکوفا نمودن استعدادهای ذاتی و...است. در ا سلام زن همان حقوق و شخصيتی را دارد که مرد ، مثل حق تحصيل، حق کار- با حفظ و رعايت شئونات اخلاقی متنا سب با جنسيت و فرهنگ خا نواده، حق ما لکيت ،حق رأی دادن و رأی گرفتن. همچنين در بينش قرآنی ،شخصيت فرزندان جزئی از شخصيت افراد محسوب می شودو مسائل تر بيتی و انسانی مربوط به آنها فوق العاده اهميت دارد و طبيعی است دختر وپسرد ر اين مورد فرقی نداشته و ندارند. اگر در اسلام فرزندصالح همانند گلی ازگلهای بهشت بحساب می آيد- انّ الوالد الصّالح ريحانه من رياحين الجّنه- بايد بدانيم که تأمين صلاحيت او در سايه ادای حق تربيت ميسّر است وآن کس که خواستا ر فرزندی صالح است بايد تربيت اورا امری ضروری بداند.کيست که نخواهد فرزند اوپای بند به تعاليم اخلاقی ، فرهنگی وانسا نی ومذهبی نبا شد ود رسايه راه و روش آن،عفت و شرافتش را حفظ نکند ويا موجبات رشد خود را فراهم نیاورد! بايد دانست هيچ راه و روشی و هيچ فرهنگ و مذهبی در سايه نادانی رشد ننموده و نخواهد نمود.

زندگي بر پايه مدارج عالي انساني
دختران و زنانی که خوب تربيت شده و تعليمات عا ليه را ديده اند، دارای وسعت فکر و هوش و فراستی خواهند شد که در خانه داری و انجام امور خانواده فوق العاده به او کمک خواهند کرد و قوه دوربينی و مال انديشی را در ايشان ايجاد می‌نمايد که بتوانند وقايع و خوادث غير مترقبه را پيش بينی کنند.
دختر وزن فاضل و با اخلاق در اثر نفوذ معنوی خود همت شوهرش را بر می انگيزد و پايه آمال و مقاصد او را در برابر مدارج عالی‌تری قرار می‌دهد در صورتی که دختر و زنی خوب تر بيت نشده با شند و عا می فکر نمايند و در تجملات دنيوی گرفتار آمده با شند و ا ز د و ستان و معاشران اجتماعی خوبی برخوردار نباشند نه تنها با خودخواهی ، همسران خود را به دون همتی و فرومايگی تشويق و ترغيب می نمايند بلکه بعد از مدتی در پی تنوع طلبی و خوش گذرانيها ،زندگی خويش را با جدايی و طلاق، به بهانه‌های واهی، بر باد فنا خواهند داد!
زندگی اجتماعی به آگاهی و فنونی نيا ز دارد که اساس آن دارای جنبه اکتسا بی است.بخشی مهم از عدم تجا نسها، برخوردها و تصادم‌ها در زندگی بدان خاطر است که افراد راه و رسم آن را نياموخته‌اند و يا برای حيات اجتماعی آن چنان که لازم ا ست تر بيت و پرورش نيا فته اند. برای اين که آنها به حقوق و تکا ليف اجتماعی خود آگاه شوند، د ر انجام آن مجاهدت نمايند، در برخوردها و تصادم ها مظلوم واقع نشوند،ضروری است تربيت يا بند.انحرافات و لغزش ها در جوامع ،نا شی ا ز کسانی است که تربيت خوب وکافی نيا فته ا ند و يا پرورششان د ر دامان ما د ران با تقوايی نبوده است!
دختران امروز ما دران فردای جا معه هستند.اگر اينان د رست تربيت شوند، مردان و زنان آينده سا خته خواهند شد و هم اگر دختران امروز از نظر اخلاق، فرهنگ، عفت، شرف، انسانيت،حجاب و...پرورش يابند، فرزندان آينده جامعه نيز از اين بابت مصونيت خواهند داشت.زن مربی جامعه است و ازدامن اوست که انسانها پيدا می شوند؛ و اگر او تربيت يا فته نبا شد چگونه میتوان به رشد و پرورش نسل اطمينان داشت. اين که بخواهيم مردانی برجسته، عا قل، شريف، پاک و با ايمان تربيت کنيم ، نياز به وجود دخترانی داريم که از اصول اين تربيت سر در آورند و هم فراموش نکنيم که بهشت زير پای آن مادرا نی ا ست که خود تربيت يافته و بهشتی باشند و گرنه " الجّنه تحت اقدام الامّهات"درباره همگان صادق نخواهد بود.

كلام آخر
ازآن جا که کيفيت اخلاقی ملل مربوط به طرز تربيت خانوادگی افراد است، تربيت زنها را بايد از امور مهم ملی تلقی نمود. دادن حق رأی وحق انتخاب مشکل هيچ جامعه ای را حل نمیکند، اصل براين است که آنها درست تربيت و آنگاه رأی بدهند. پيش از شروع به تغيير دادن عالم بايد به تغيير دادن زندگانی زنان مبادرت کرد.
آنها بايد بيشترصاحب عقل و اخلاق قوی شوند تا بتوانند زندگانی خود را اداره کنند و به آزادی ،يک رفيق حيات برای خود برگزينند.اگر دختران و زنان در جامعه اصلاح شوند، می توان اميد داشت که نقشی فوق العاده د ر بنيادهای يک جا معه متحرک دا شته با شند و هديه ای به بشريت عرضه کنند. تربيت درست زمينه ساز وقار و آرامش برای زنان و دختران بشمار می‌آيد و اين در شرايط سياسی جامعه فوق العاده مؤثر است.
دانشمندی مدعی است اگر از او بپرسند که راهی برای تأسيس صلح بين المللی هست يا نه؟ گفته است می‌گويم هست و آن راه، تربيت زنان عالم است، بشرطی که همه زنان عالم به يک نحو صحيح تربيت شوند.

کد مطلب: 76632
, مولف : اسد الله افشار
 
Share/Save/Bookmark
 


لا
۱۳۹۱-۰۸-۲۳ ۲۳:۴۳:۰۱
عالي است مرسي