میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جهان مقاله
تاریخ انتشار : جمعه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۴۴
 
 
نگاهي بر تشكيل دولت جديد در فرانسه
باتلاق‌هاي نيكلا براي اولاند
باتلاق‌هاي نيكلا براي اولاند
 

سرانجام سرنوشت مستأجر جديد كاخ اليزه مشخص شد و سوسياليست‌ها توانستند بار ديگر قدرت را در دست بگيرند.
براساس آمار منتشره در دور دوم انتخابات رياست جمهوري فرانسه، اولاند از حزب سوسياليست توانست با ۵۲ درصد آرا بر ساركوزي رئيس جمهور كنوني فرانسه پيروز و براي دوره پنج ساله وارد اليزه گردد، تا ساركوزي جزء معدود روساي جمهوري باشد كه صرفاً يك دوره توانسته در قدرت باقي بماند و در نهايت از صحنه حذف شده است. بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند كه زنجيره اقدامات نادرست ساركوزي در عرصه داخلي و جهاني، موجب شده تا مردم از وي رو برگردانند و به نوعي پاي صندوق هاي رأي از وي انتقام گرفته اند.
اولاند در حالي به عنوان رئيس جمهور وارد اليزه مي‌شود كه بسياري تأكيد دارند وارث ويرانه اي است كه براي بازسازي آن، دوراني سخت را پيش روي دارد. هرچند كه برخي اشتراكات نظير وابستگي به نظام سرمايه داري و صهيونيست ها مانع از آن مي شود كه تفاوت هاي گسترده اي در سياست هاي صاحبان قدرت در فرانسه ايجاد گردد و معمولاً آنها در جهتي به نسبت مشابه حركت مي كنند؛ اما به دليل اوضاع حاكم بر فرانسه در نهايت اولاند بايد برخي تغييرات را پذيرا باشد و گرنه وي نيز به تكرار سرنوشت ساركوزي مبتلا خواهد شد.

عرصه داخل
در حوزه داخلي، جامعه فرانسه با دو مسئله اساسي مواجه است: نخست آنكه بحران اقتصادي سراسر كشور را فرا گرفته است به گونه اي كه هر روز بر ميزان بيكاران و اعتصاب‌ها افزوده مي شود. مردم فرانسه كه در كنار تأكيد بر بهبود اوضاع اقتصادي خواستار پايان حاكميت نظام سرمايه‌داري بر كشورشان هستند، با تغيير نگرش از راست گرايان به سوسياليست ها برآنند تا تغييراتي در ساختار اقتصادي و اجتماعي كشورشان ايجاد شود.
از مهم ترين خواسته هاي آنها حذف قوانيني مانند افزايش سن بازنشستگي از ۶۰ سال به ۶۲ سال هستند. البته نفوذ سرمايه داري در فرانسه چنان است كه مردم نمي توانند انتظار تغيير گسترده اي را داشته باشند و تلاش آنها اين است كه از وضعيت كنوني خارج شوند و در مرحله نخست حداقل از كمي از قدرت سرمايه داري در كشور بكاهند. بحران اقتصادي فرانسه چنان بوده كه اولاند براي بيان جديت خود براي مقابله با آن از كاهش حقوق وزرا خبر داده است.
حقوق رئيس جمهور و وزراي کابينه دولت فرانسه ۳۰ درصد کاهش يافت. شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴ در گزارشي آورده است، این تصمیم در نخستین جلسه کابینه دولت جدید فرانسه اتخاذ شد.
بر اساس این تصمیم حقوق رئیس جمهور فرانسه از ۲۱ هزار و ۳۰۰ یورو ماهانه، به ۱۴ هزار و ۹۱۰ یورو و حقوق هر یک از اعضای کابینه از ۱۴ هزار و ۲۰۰ یورو به ۹ هزار و ۹۴۰ یورو کاهش یافت.
کاهش حقوق رئیس جمهور و اعضای دولت یکی از شعارهای انتخاباتی فرانسوا اولاند بود که ژان مارک ارو نخست وزیر این کشور در نخستین جلسه کابینه آن را عملی کرد.
کابینه دولت جدید فرانسه از ۳۴ وزیر تشکیل شده است که ۱۷ نفر از آنها زن و ۱۷ نفر دیگر مرد هستند. اولاند وعده داده به هر نحوي شده خواسته‌هاي اقتصادي مردم را اجرايي خواهد كرد در حالي كه در اين زمينه كاهش روابط با اروپا را نيز در دستور كار خواهد داشت.
دوم آنكه، سياست هاي نژادپرستانه دولتمردان فرانسه چالش هاي بسياري براي اقليت هاي نژادي و ديني در فرانسه ايجاد كرده است به گونه اي كه رأي مسلمانان و اقليت‌هاي نژادي به اولاند، از دلايل شكست ساركوزي عنوان شده است.
قوانين ضداسلامي وضع شده عليه مسلمانان و سياست اسلام هراسي كه در كشور اجرا شده موجب گرديده تا فضايي از نارضايتي سراسري از دولتمردان، جامعه را فرا گيرد. مردم تأكيد دارند كه سياست هاي دولت موجب شده تا افكار افراط گرايانه نژاد پرستانه در كشور ترويج گردد كه تهديدي بزرگ براي ثبات جامعه است.

عرصه اروپا
در حوزه منطقه اي نيز ساركوزي هرچند گام هايي براي توسعه نقش فرانسه در اتحاديه اروپا برداشت؛ اما در نهايت نتوانست استقلال فرانسه را حفظ كند به گونه اي كه بسياري تأكيد دارند فرانسه به مهره اي براي اهداف آلمان مبدل شده است. مردم فرانسه خواستار آنند تا به نوعي ارتباط كشورشان با اتحاديه اروپا كاهش يابد و به نوعي استقلال گذشته دوران «دوگل» و «شيراك» را احيا سازند. آنها طرح هاي اقتصادي و سياسي اروپا را مغاير با منافع ملي خود مي دانند و خواستار پايان اين روند هستند. مرکل به خوبی از این موضوع مطلع است که خدا حافظی راست گرایان از قدرت در آلمان می تواند به معنای فروپاشی منطقه پولی یورو باشد.
بر همین اساس مرکل و دولت آلمان در دوران انتخابات به شدت از نیکلا سارکوزی حمایت می‌کرد تا سوسیالیست‌های فرانسه نتوانند وارد بازی قدرت در فرانسه، منطقه پولی یورو و اتحادیه اروپا شوند اما این اتفاق رخ نداد. با این وجود دولت آلمان بلافاصله پس از پیروزی اولاند به وی تبریک گفت و از او خواست تا برای نجات منطقه یورو با آلمان همکاری داشته باشد. اولاند ممکن است که به طور مستقیم با یورو و اتحادیه اروپا مشکل ساختاری نداشته باشد اما جهت گیری های سیاسی – اقتصادی آن حدودی با سیاست های فعلی فاصله دارد.
از این رو با توجه به روند کنونی دور از انتظار نیست که راه فروپاشی منطقه یورو هموار شود. در این صورت فرانسه و آلمان به عنوان دو رهبر و بانی منطقه پولی یورو برای طولانی مدت رهبری و تاثیرگذاری خود را در اروپا از دست خواهند داد. به این دلیل که اعتبار اقتصادی و سیاسی خود را در بین مردمی که برای چند سال آنها را وارد مرحله دیگری از بازار اقتصاد با واحد پولی یورو کردند، از دست خواهند داد.

عرصه بين الملل
در حوزه جهاني نيز برخي سياست هاي ساركوزي با خواست مردم مغاير بوده است. ساركوزي در سياست خارجي خود اموري چون توسعه روابط با ناتو، آمريكا و صهيونيست‌ها، تشديد جنگ‌طلبي در جهان از جمله در افغانستان و كشورهاي آفريقايي و خاورميانه، ايفاي نقش مهره اي براي تحقق اهداف آمريكا در قبال ساير كشورها و... را انجام داده است.
اكنون فرانسه از اصلي ترين بازيگران نظامي در افغانستان كه به كابوسي براي مردم اين كشور مبدل شده است. تلفات بالا و هزينه‌هاي سنگين جنگ مردم را به سطوح آورده بگونه‌اي كه يكي از اصول انتخاباتي در فرانسه را خروج نيروها از افغانستان تشكيل مي‌دهد. حتي ساركوزي نيز با وعده خروج به دنبال كسب آراي مردمي بود.
مردم فرانسه اين سياست‌ها را مغاير با منافع ملي و ادعاي فرانسه كبير مي‌دانند، خواستار آنند تا اين سياست‌ها تغيير كند. در اين چارچوب، پايان حضور نظامي در افغانستان، اتمام نظامي گري در آفريقا، پايان همنوايي با خواسته‌هاي جنگ طلبانه و استعماري آمريكا و صهيونيست ها، رويكرد به اصل تعامل با جهان به جاي تقابل و... از خواسته هاي آنان است. فرانسه در دوران ساركوزي به جاي آنكه در مسير تعامل با جهان قرار گيرد با تكيه بر نظامي‌گري و نيز مداخله در امور كشورها تلاش داشت تا اقتدار خود را به نمايش گذارد در حالي كه اين كشور از ظرفيت‌هاي لازم براي اين امر برخوردار نبوده و سرانجام نيز اين رويكرد به ناكامي و بدنامي فرانسه در جهان منجر شد.
بسياري تاكيد دارند فرانسه در دوران ساركوزي داشته هاي بسياري را از دست داده بگونه‌اي كه حتي نتوانسته موقعيت سياسي خود را حفظ كند.
نكته اساسي آنكه فرانسه همچنان براي حضور در عرصه جهاني پرونده هاي ناتمام مانند اتحاديه مديترانه اي، صلح خاورميانه و... را روي ميز دارد كه براي آينده اين كشور داراي اهميت است. در روياهاي ساركوزي ايجاد اتحاديه‌اي مانند اتحاد مديترانه‌اي با حضور آفريقا و اروپا نقش بسته بود كه صرفا به برگزاري ۲ نشست ختم گرديد و عملا اين طرح از صحنه حذف شد.
در اين ميان چگونگي موضع گيري فرانسه در قبال ايران نيز از مسائل مطرح و تاثيرگذار است چرا كه اين امر مي‌تواند از يك سو تاثيراتي بر روابط فرانسه با اروپا و آمريكا داشته باشد و از سوي ديگر بر جايگاه و نوع نگاه جهاني به فرانسه تاثير گذار است. بسياري تاكيد دارند كه دوري فرانسه از غرب در قبال ايران مي‌تواند در ابعاد مختلف بويژه در حوزه اقتصادي و بهبود اطمينان جهان به استقلال فرانسه تاثيرگذار باشد.
در همين چارچوب در اقدامي كه برخي آن را نرمش فرانسه نسبت به دوران ساركوزي دانسته‌اند ، رئیس جمهور فرانسه در نخستین اظهارنظر بین المللی خود در پاسخ به سوالی برسر پرونده هسته ای ایران تصریح کرد : فرانسه به تعهد خود در مورد پرونده هسته‌ای ایران پایبند است.
من انتقادی به شرایط دوران نیکولا سارکوزی مبنی برخطرات گسترش سلاح هسته ای ندارم اما این موضوع را با همان قدرت و خواسته تایید می کنم .رئیس جمهور فرانسه با اشاره به پرونده هسته ای ایران اظهار داشت : من نمي توانم استفاده نظامي ايران از فن آوری هسته اي را تایید كنم .وی افزود : فکر می کنم آنچه امکان پذیر باشد انجام مذاکرات برای رسیده به هدف است.
اين مواضع در حالي مطرح شده كه مردم فرانسه نيز تاكيد دارند كه سياست‌هاي تهاجمي و غير منطقي ساركوزي در قبال ايران دستاوردي براي فرانسه نداشته و اين كشور بايد به سوي تعامل با ايران پيش رود. بسياري از ناظران سياسي تاكيد دارند كه استمرار همراهي با غرب هزينه‌هاي بسياري را براي فرانسه بويژه در حوزه اقتصادي به همراه دارد.

نتيجه گيري
با توجه به اين وضعيت، مي توان گفت دولت اولاند با مجموعه اي از بحران هاي داخلي، منطقه اي و جهاني مواجه است كه از دوران ساركوزي برجاي مانده است. هرچند كه وي به دليل برخي وابستگي ها به جناح هاي خاص به ويژه سلطه سرمايه داران و صهيونيست ها، نمي تواند تمام اين امور را انجام دهد؛ اما در نهايت براي حفظ قدرت چاره‌اي جز پذيرش دگرگوني هايي در سياست هاي ساركوزي نخواهد داشت.
اولاند اگر بخواهد به سياست هاي دوران ساركوزي ادامه دهد در نهايت، به سرنوشت وي دچار خواهد شد و پس از يك دوره رياست جمهوري و حتي شايد كمتر از آن، وادار به كناره‌گيري از قدرت مي شود. بر اين اساس است كه اولاند از ابتداي ورود به اليزه حتي حاضر نشد از سياست‌هاي ساركوزي قدرداني كند چنانكه وي در اولين سخنراني پس از مراسم تحليف از دوران شيراك رئيس جمهور اسبق فرانسه قدرداني كرد اما نامي از ساركوزي به زبان نياورد.
البته بايد در نظر داشت كه اولاند براي اجراي وعده‌هاي خود با چالشهاي بسياري مواجه است كه وضعيت نامناسب اقتصادي در داخل، وابستگي فرانسه به قوانين اتحاديه اروپا، سلطه صهيونيست‌ها بر ساختار فرانسه، عضويت در ناتو ، قرار گرفتن برخي منافع فرانسه با اهداف آمريكا در يك مسير و... از جمله چالشهاي پيش روي اولاند است كه مي تواند وي را از اجراي وعده‌هاي خود باز دارد.
با اين تفاسير نمي توان انتظار تغييرات گسترده در سياست‌هاي فرانسه در عرصه بين الملل داشت چرا كه ساختار سياسي فرانسه با مشكل وابستگي به سرمايه داري و صهيونيست ها مواجه است و اگر مردم نيز به نامزدي رأي مي‌دهند، به اين معنا نيست كه وي فردي مغاير با اين چارچوب است، بلكه به نوعي انتخاب ميان بد و بدتر است.

کد مطلب: 73926
, مولف : قاسم غفوري
 
Share/Save/Bookmark