میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جهان مقاله
تاریخ انتشار : جمعه ۹ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۳۱
 
 
سناريو‌هاي احتمالي تقابل غرب با "محمد مرسي"
سناريو‌هاي احتمالي تقابل غرب با "محمد مرسي"
 

يكم: غير قابل قبول
بي‌شك، "محمد مرسي" رئيس جمهور قابل قبولي براي استكبار جهاني، آمريكا و رژيم صهيونيستي نيست. آنها طي ماه‌هاي اخير نيز تلاش بسياري به خرج دادند تا مرسي به كرسي قدرت دست نيابد و به همين منظور با حمايت از چهره‌هايي چون "عمر سليمان"، "عمرو موسي" و... و نهايتاً "احمد شفیق" كوشيدند موانع دستيابي محمد مرسي به كرسي رياست‌جمهوري را تشديد كرده و آب رفته را به جوي بازگردانند. با اين حال اراده ملت بزرگ مصر برخواسته آنان چيره شد و آنان توانستند رئيس جمهوري از جنس خود را به قدرت برسانند. با اين حال چنانكه پيشتر هم گفتيم، مرسي با مشكلات و موانع بسياري مواجه خواهد بود. بي‌شك، شناسائي بازي‌هاي احتمالي و سناريوهاي پيش روي غرب عليه "محمد مرسي" براي وي و علاقه‌مندانش مي‌تواند نخستين گام براي دفاع از وي و حاكميت ملي مصر باشد. 

دوم: سناريو‌هاي احتمالي
غربي‌ها چند سناريوي احتمالي را براي زمين‌گير كردن محمد مرسي و بازگشت مصر به ما قبل انقلاب تدارك ديده‌اند. اين سناريوها را مي توان "زير سوال بردن انتخابات و آراي محمد مرسي"، "مساله‌سازي كاذب از جمله اختلافات قومي و مذهبي"، "مشغول ساختن دولت به حاشيه‌هاي جنجالي و امور غير مهم براي كاهش كارآمدي"، "نفوذ بازماندگان رژيم نامبارك به كابينه آتي مصر"، "ناكارآمد سازي دولت وي"، "ايجاد تحريم و فشارهاي شبه قانوني عليه دولت انقلابي"، "افزايش سطح مطالبات مردمي و نااميد ساختن مردم از دولت انقلابي"، "سلب اعتماد از كابينه"، كودتاي نظاميان عليه مرسي" و.... در ادامه ظرفيت‌هاي ايجاد برخي از اين سناريوها را به اجمال شرح مي‌دهيم. 

سوم: زير سوال بردن انتخاب مرسي
يكي از اصلي‌ترين و نخستين مدل‌هاي تقابلي عليه محمد مرسي ايجاد ترديد نسبت به آراي وي و زير سوال بردن سلامت انتخابات اخير، خواهد بود. غرب اين مدل را در انقلاب‌هاي مخملي اوكراين، گرجستان، صربستان و... نيز آزمود و تا حدودي نيز توانست به توفيق دست يابد. همين مدل در انتخابات اخير روسيه، عليه پوتين عملياتي شد و البته ناكام ماند. اين مدل را غربي‌ها در سال ۱۳۸۸ نيز عليه انتخابات رياست‌جمهوري دهم در ايران آزمودند و البته پيش‌بيني هوشمندانه امام خامنه‌اي در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ بر مدل غربي ها چيره شد: «اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است(!) يك سرمايه‌دار صهيونيست آمريكايى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‌ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست.»
درست زماني كه اغلب گزارش هاي رسمي از پيشي گرفتن محمد مرسي در مرحله دوم انتخابات و آراي ۵۲ درصدي وي حكايت داشت، ستاد انتخاباتي "احمد شفيق" نيز مدعي شد‌، "شفيق" بيش از ۵۱ درصد آرا را كسب كرده است!
در همين راستا، مهدي عاكف، رهبر اخوان المسلمون از تلاش‌ برای تقلب در انتخابات یا ابطال برخی صندوق‌های رای به سود شفیق خبر داده است. سناريوي " زير سوال بردن انتخاب محمد مرسي"، درصورت مي‌تواند به سه مسير منتهي گردد؛
الف: اردوكشي هاي خياباني براي تضعيف دولت انقلابي در صورت ايجاد يك ظرفيت مدني و اجتماعي از سوي بازماندگان رژيم مبارك
ب: ابطال انتخابات به نفع احمد شفيق با توجيهات شبه قانوني از سوي شوراي نظامي.
ج: حضور مردم در صحنه براي صيانت از جمهوريت و آراي خويش.
به نظر مي‌رسد، مسير سوم با توجه به حساسيت مردم انقلابي مصر، محتمل‌ترين امر خواهد بود. جوانان انقلابي مصر از هم‌اكنون اعلام كرده‌اند كه در برابر كودتاي خاموش شوراي نظامي عليه محدودسازي اختيارات رئيس‌جمهوري خواهند ايستاد. 

چهارم: مساله‌سازي كاذب عليه دولت انقلابي
از سناريوهاي چند وجهي پيش روي غرب عليه "محمد مرسي "مساله سازي" خواهد بود. بدين ترتيب ايجاد و تقويت اختلافات قومي و مذهبي" و "مشغول ساختن دولت به حاشيه‌هاي جنجالي" براي ناكارآمد كردن دولت انقلابي از مدتها پيش در دستور كار شبكه‌هاي امنيتي غرب بوده است.
ايجاد نزاع قومي- مذهبي بين قبطيان مسيحي و اكثريت مسلمانان مصري، ايجاد چالش فرهنگي-مذهبي بين سلفي‌ها و جوانان نوگرا، برانگيختن چالش ناسينواليسم-اسلام، برانگيختن چالش مذهبي بين شيعيان و اهل سنت و... حتي پيش از سقوط قطعي حسني مبارك در اين كشور با تدابير شبكه‌هاي امنيتي آغاز شده بود. تلاش براي همگرايي مذاهب و اقوام و رويكردهاي تقريبي، تلاش براي شناسائي دست‌هاي پنهان شبكه‌هاي مخفي در برانگيختن چالش هاي قومي-مذهبي و... مي‌تواند اين سناريو را محدود سازد. 

پنجم: نفوذ به كابينه انقلابي
از تمهيدات غرب عليه انقلاب مصر، نفوذ دادن بازماندگان رژيم نامبارك و عناصر وابسته به كابينه انقلابي است. همزمان با اين رويكرد ممكن است عده‌اي از چهره‌هاي كارآمد و توانا به برچسب‌هايي چون وابسته به رژيم گذشته و وابسته به صهيونيست‌ها، از ورود به اركان مديريتي محروم گردند. حتي ممكن است برخي از عناصر وابسته خود چنين برچسب‌هايي را به عناصر كارآمد بزنند تا همزمان با هموار ساختن راه نفوذ خويش به دولت، محمد مرسي را از همكاران مستعد و توانا، محروم گرداند. 

ششم: ناكارآمد سازي دولت انقلابي
مصر، كشوري ثروتمند و به تعبير عناصر رژيم صهيونيستي "گنجي" براي صهيونيست ها بود. اما مردم مستضعف اين كشور از اين ثروت سرشار كمترين بهره‌ را داشتند. بيكاري، فروش كودكان، بي‌خانماني، اقامت هزاران نفر در گورستان‌ها و حاشيه‌هاي شهر، محصول محروميت مردم مصر از اين ثروت سرشار و دست و دل‌بازي رژيم نامبارك در برابر صهيونيست‌ها بود. غربي‌ها خواهند كوشيد همزمان با ايجاد تحريم و فشار عليه دولت انقلابي و نفوذ افراد ناكارآمد و وابسته به كابينه، سطح مطالبات مردمي را بالا ببرند. در همين راستا، از روزهاي نخست انقلاب‌هاي تونس، مصر و ليبي، مطالبات مردم "معيشت" و "اقتصاد" توصيف شد تا هم وجهه فرهنگي-اسلامي انقلاب كمرنگ جلوه داده شود و هم سطح توقعات اقتصادي مردم از انقلاب افزايش يابد. بديهي است كه دولت انقلابي به سرعت نخواهد توانست پاسخگوي اين مطالبات به حق مردم باشد. از اين رو، بايد سياست فرهنگي-تبليغي خود را بر اموري چون "قناعت"، "ايثار"، "تعاون"، "جهاد اقتصادي"، "بي اعتنايي به توليدات و محصولات غربي و صهيونيستي" و... قرار دهد. 

هفتم: جوان‌مرگي دولت انقلابي
هم‌اكنون سه سناريوي بارز از سوي غربي‌ها، عليه دولت انقلابي محمد مرسي قابل شناسائي است تا اين كابينه به دولتي مستعجل و جوان‌مرگ تبديل شود: الف: ناتواني در تشكيل كابينه، ب: سلب اعتماد از كابينه، ج: كودتاي نظاميان و دستگاه امنيتي
در ابتدا، تلاش خواهد شد، با تقويت سهم خواهي جريان‌ها و احزاب حامي "محمد مرسي" و نيز "ايجاد هراس" در برابر جريان‌ها و جناح‌هاي ناكام مانند قبطي‌ها، اساساً محمد مرسي نتواند يك كابينه موثر و پايدار تشكيل دهد. همين سياست در خصوص دولت نوري مالكي در عراق كاربست يافت. چنانكه تلاش براي "سلب اعتماد" از نوري‌ مالكي نيز آزموده شد و البته هر دو اقدام ناكام ماند. همزمان با اين دو سناريو، تلاش براي كودتا عليه محمد مرسي از سوي برخي از نظاميان مصري مشاهده مي شود. با اين حال حضور آگاهان مردم مصر در ميدان التحرير، همانند حضور مردم انقلابي ايران در صحنه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، امكان كودتاي آشكار در مصر را به شدت به تأخير انداخته است. بدين منظور آنها با كودتاي خاموش در صدد هستند با سلب برخي از اختيارات رئيس‌جمهور و انحلال مجلس، دولت انقلابي را با زودمرگي مواجه سازند. بصيرت افزايي در خصوص اين ترفندها و برانگيختن حساسيت مردم انقلابي مصر، مي‌تواند اين كودتاي خاموش را هم منتفي سازد.

کد مطلب: 74943
, مولف : دكتر محمد مهدي شيرمحمدي
 
Share/Save/Bookmark