میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی ورزش گزارش
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۴۷
 
 
آفتي كه از جنس فوتبال نيست
سكوها عليه سرخپوشان
سكوها عليه سرخپوشان
 
اینکه در هفته نخست رقابت های لیگ برتر به ناگهان زمزمه‌ای بر روی سکوهای ورزشگاه آزادی شکل می‌گیرد و به ولوله علیه پيروزي تبدیل می‌شود، اتفاقی نیست که بتوان بسادگی از کنار آن عبور کرد بلکه باید آن را یک جریان تلقی کرد.

هواداران فوتبال در دنیا بی آنکه آموزش داده شوند، به صورت خودکار و خودجوش تیم مورد علاقه خود را حمایت می کنند. به عبارتی بهتر، تیم را بر بازیکن و مربی ارجح می دانند و این امری اجتناب ناپذیر است. اگر غیر از این بود، به عنوان مثال طرفداران پورتو پس از اینکه خوزه مورینیو از این تیم رفت طرفدار چلسی می شدند و طرفداران چلسی هم پس از جدایی این مربی پرتغالی به حمایت از اینتر می پرداختند و طرفداران اینتر هم حامی رئال مادرید می شدند. نه چنین نیست، هرگز!
اینکه امروز عده ای، از همان هفته اول سکوهای آزادی را مشوش می‌کنند را بی تردید نمی توان هوادار پيروزي نام نهاد. اینها طرفدار هستند و نه هوادار؛ آن هم طرفدار علی دایی. سرمربی حال حاضر راه‌آهن می‌گوید نقشی در این "چوب لای چرخ گذاشتن ها" ندارد و مگر می توان این مربی را متهم به این کرد که به عده ای خط می دهد تا این کار را بکنند؟ نمی‌توان، هرگز! اما می توان عده ای را که روی سکوها علیه پيروزي شعار می دهند و نام دایی را صدا می زنند را جریان مخربی نام نهاد که علی دایی‌ای بودنشان به پيروزيي بودنشان چربش دارد.
یک مثال: يكي از محبوبترين مربيان پيروزي در یک دهه گذشته بی تردید کسی نیست جز مصطفی دنیزلی. این مربی ترکیه ای با پيروزي جام نیاورد اما پيروزيی ها تا سرحد پرستش دوستش دارند. افشین قطبی با پيروزي قهرمان لیگ برتر شد و لقب "امپراتور" را پسوند نام خود کرد اما باز هم به محبوبیت دنیزلی دست پیدا نکرد. اما سکوهای پيروزي در این چند سال هرگز به یاد نداشته که کسی در نکوهش قطبی، نام دنیزلی را صدا زده باشد و در نکوهش دایی، نام افشین قطبی به میان بیاید. کیست که نداند قطبی بهترین و شیرین ترین قهرمانی را نصیب پيروزيی ها ساخت اما فصل گذشته در اوج استیصال پيروزي و نتایج خفت باری که دایی کسب می‌کرد، کسی نام این مربی را به زبان نیاورد.
تردیدی نیست که جریانی خارج از برنامه در حال تخریب پيروزي است. اگر پيروزي دو، سه هفته نخست لیگ را می باخت و بعد صدای اعتراض سکوها را می شنید، می شد تصور کرد که اوضاع طبیعی است اما اینکه از همان روز نخست، سکوها علیه پيروزيی ها مشوش شد، بی‌تردید امری سوال برانگیز است. علی کریمی بهترین حرف را زد. کاپیتان پيروزي گفت: از ما نپرسید چرا هواداران علیه پيروزي شعار می دهند و نام دایی را صدا می زنند بلکه بروید از خود همان ها بپرسید. اصلا فکر نمی کنم دایی باعث و بانی این باشد که در ورزشگاه نام او را صدا بزنند اما باید بگویم یکسری‌ها هستند که می خواهند خودشان را پیش علی دایی شیرین کنند و دست به چنین اقداماتی می زنند و تماشاگران را تحریک می کنند.
براستی اگر عده ای دایی را بیش از پيروزي دوست دارند - که البته حق طبیعی آنهاست - چرا به ورزشگاه اکباتان نمی روند و مربی مورد علاقه خود را حمایت نمی کنند. به هر حال دایی یک مربی حرفه ای است و با سایپا یک قهرمانی در لیگ برتر دارد و با پيروزي دو قهرمانی در جام حذفی کسب کرده بنابراین ناگزیر است که با راه آهن هم کارنامه های نسبتا قابل قبول از خود برجای بگذارد. تیم راه آهن نیاز به هوادار دارد و اگر چنین نبود کودکان مدرسه فوتبالی این باشگاه به صف نمی شدند تا از این تیم حمایت کنند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت آنهایی که دایی را صدا می زنند، طرفدار اویند و نه پيروزي.
پرافتخارترین بازیکن و مربی تاریخ فوتبال پيروزي کسی نبوده و نیست جز علی پروین. اما براستی چه زمان سکوها اینچنین در مذمت یک مربی داخل زمین که هنوز کارنامه ای از خود بر جای نگذاشته، نام پروین را به میان کشیده است. در فوتبال ما نه می توان به عاشق سینه چاک دل بست و نه به دشمن سرب. زمانی که دایی سرمربی تیم ملی بود، پس از اینکه از عربستان در ورزشگاه آزادی گل خورد، تماشاگران به اعتراض پرداختند که این موضوع خشم دایی را در پی داشت. حق با دایی بود. سکو می بایست به انتظار می نشست تا پس از پایان بازی اعتراض خود را بیان می کرد.
سکوهای پيروزي آفت زده است. آفتی که از جنس فوتبال نیست. یک بار عادل فردوسی پور از مرتضی احمدی، بازیگر و هوادار قدیمی تیم فوتبال پيروزي، پرسید چرا به ورزشگاه نمی رود. و او خردمندانه پاسخ داد:"هوادار واقعی، فوتبال را از پای تلویزیون تماشا می کند. دیگر فضای ورزشگاه آنقدر مسموم و آفت زده شده که بهتر است در همین خانه نشست."
به گزارش مهر، امروز هواداران واقعی فوتبال در خانه نشسته اند که فضای ورزشگاه ها اینچنین آفت زده شده است. در گذشته کی از این خبرها بود؟ هواداران به ورزشگاه می رفتند و آنقدر تیم محبوب خود را فریاد می کشیدند تا ترس بر دل حریفان بیفتد. اما امروز عده ای که مطمئنا هوادار فوتبال و تیم نیستند و از شخص مورد نظر خود حمایت می کنند، با ترفندهای خود، شیرینی فوتبال را به کام علاقمندان زهر می کنند.

کد مطلب: 67573
 
Share/Save/Bookmark