میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۰
 
 
یادداشت‌های یک آدم خیلی مهم
شنبه: به یک برنامه مهم تلویزیونی دعوت شدم. برنامه "آوای فاخته چهار قدم مانده به عصر"! رفتم...

شنبه: به یک برنامه مهم تلویزیونی دعوت شدم. برنامه "آوای فاخته چهار قدم مانده به عصر"! رفتم دیدم یک آقایی هم از راه رسید که دو متر و سی چهل سانت قد داشت. نشناختم. دست داد و احوالپرسی کرد. من که اینها را نمی‌شناسم. گفتند "حامد حدادی" بازیکن تیم‌ملی بسکتبال است. من که این بچه مچه‌ها را نمی‌شناسم.
یک‌شنبه: امشب در همایش "نقش کلنگ در توسعه کشور" سخنرانی داشتم. یک خانمی هی اصرار می‌کرد با من عکس بگیرد و من هی فرار می‌کردم. بالاخره خودش را به من نزدیک کرد و چند عکس هم گرفت. بر شیطان لعنت فرستادم و رفتم بیرون یک هوایی بخورم. یکی از ارادتمندان ما آمد و گفت با خانم "بهنوش بختیاری" عکس گرفتید یک وقت برایتان بد نشود؟ گفتم حالا ایشان کی هست؟ گفت یک هنرپیشه که هی خودش را به این و آن می‌چسباند و با آنها عکس می‌گیرد.
دوشنبه: امروز به نمایشگاه "مرغ‌های هورومونی و تاثیر آن در هژمونی منطقه" دعوت داشتم. یک بنده خدایی خیلی اصرار داشت کنار ما دیده بشود. آنقدر خودش را به ما مالید که اعصابم خرد شد. سرش داد زدم و گفتم برو آن طرف‌تر مگر نمی‌بینی هوا گرم است. خجالت کشید و رفت. در حال رفتن بود که گفت حاج آقا "همایون شجریان" هستم. ارادتمند شما!
سه‌شنبه: امروز بیکار بودم. سری به هیات دولت زدم بر و بچه‌ها را ببینم. یکی آمد جلو و دویست تا عکس سلفی با من گرفت. از اطرافیان پرسیدم ایشان چه کسی است. گفتند وزیر بهداشت است. از این کارها زیاد می‌کند.
چهارشنبه: امشب در سمینار "تاثیرات متقابل دود و دودکش" سخنرانی داشتم. یک آقایی هی می‌رفت و هی می‌آمد و هی سلام می‌کرد. صدایش می‌زدند "مهران مدیری"! اسمش خیلی آشنا بود.
پنج‌شنبه: در همایش "چی‌چی پلاس" بودم که یک جوان لندهور که سر تا پایش خالکوبی بود آمد نشست کنارم و تا بیایم به خودم بجنبم عکاس‌ها از ما چند عکس گرفتند. خیلی ناراحت شدم. اول فکر کردم "عباس جدیدی" است و می‌خواهد سلفی‌اش را بگیرد و برود. اما می‌گفتند خواننده است و جیگیلی جیگیلی خوانده و کی لباستو از پشت می‌بنده و اینجور اباطیل! اصلا شان ما را رعایت نمی‌کنند. لااقل می‌گفتید ایشان قرار است بیاید من نمی‌آمدم. جای دیگر هم دعوت بودم. قرار بود در سمپوزیوم "آبیاری بوته‌های دریایی" سخنرانی کنم.

کد مطلب: 100136
 
Share/Save/Bookmark