میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گفتگو
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۳۱
 
 
خود اشتغالی از لتگاه تا اصلاندوز؛
وقتی بیکاری با تکیه بر اقتصاد مقاومتی ریشه‌کن می‌شود
وقتی بیکاری با تکیه بر اقتصاد مقاومتی ریشه‌کن می‌شود
 
اقتصاد و معیشت از واژگانی است که این روزها با کلماتی همچون تورم و روکود و بیکاری اجین شده است. این فرآیند چنان است که برخی از ناامیدی کامل برای کسب شغل و داشتن درآمد می‌گویند. بیکاری به یک اصل کشوری مبدل شده چنانکه بسیاری از شهرها و مناطق کشور با این مسئله مواجه بوده و حتی در مراکزی از وضعیتی اجتماعی و اقتصادی به وادی سیاسی و امنیتی رسیده است. اما در میان این فضای ناامیدی افرادی هستند که توانسته‌اند راه خود را بیابند. آنهایی که سرمایه و تجربه چندانی نداشته و با حداقل‌ها قدم در راه خود اشتغالی گذاشتند و به رغم سختی‌ها و رنج‌های بسیاری که در این راه متحمل شده‌اند سرانجام توانسته‌اند به سرمنزل مقصود برسند. کارآفرینانی که نه تنها برای خود که برای یک محله، یک روستا و حتی یک شهر اشتغال‌زایی کرده‌اند. الگویی که می‌‌تواند افقی روشن را پیش‌روی مسئولان و مردم برای اشتغال‌آفرینی قرار دهد.

روستایی بدون بیکار
در روستای لتگاه همدان هیچ‌کس بیکار نیست و حتی از روستاهای اطراف برای کار به این روستا می‌آیند. واحدهای مشاغل خانگی جوراب‌بافی لتگاه از قدیمی‌ترین مراکز جوراب‌بافی کشور به شمار می‌رود که بیش از ۵۰ سال قدمت دارد.
روستای لتگاه دارای دو هزار و۵۰۰ نفر جمعیت است که در قالب ۶۰۰ خانوار زندگی می‌کنند و شغل اصلی آنها جوراب‌بافی، کشاورزی و دامداری است. این روستا به علت موقعیت استراتژیک خود یکی از روستاهای موفق در صنایع کوچک از جمله تولید جوراب در سطح شهرستان بهار به شمار می‌رود و خانواده‌های این روستا به طور موروثی از سالیان گذشته در حرفه جوراب‌بافی فعالیت دارند. در حال حاضر حدود ۲۵۰ واحد تولیدی جوراب در این روستا فعال است که تنها نیمی از آنها دارای پروانه هستند و مابقی واحدها در حال ساماندهی هستند. به طور متوسط در هر کارگاه دو تا سه نفر مشغول به کارند که در مجموع حدود هزار نفر در این روستا به کار جوراب‌بافی مشغولند.
علاوه بر ایجاد اشتغال برای اهالی روستا مردم از روستاهای همجوار نیز برای کار به این روستا می‌آیند. تولیدات روستای لتگاه به تهران، استان‌های غربی و کردستان و سنندج ارسال می‌شود. براساس آمارها در پایان سال ۹۶ واحدهای مذکور با ظرفیت کامل فعال بوده‌اند به نحوی که حاضر به پذیرش سفارش جهت تولید نبوده‌اند. اگرچه ممکن است واردات نخ با توجه به ممنوعیت ثبت سفارش غیربانکی واردات کالا از ۴ کشور هند، کره جنوبی، ترکیه و چین کاهش یافته است.
لازم به ذکر است که از تاریخ ۱۰ بهمن سال ۹۶ واردات از کشورهای مذکور فقط با روش بانکی و از طریق گشایش اعتبار اسنادی و یا حواله امکان‌پذیر است.

از تهران تا نور
وقتي مرد جوان توليدي لباسش را در تهران جمع كرد و تصميم گرفت همان كار را در شهر و ديار پدري‌اش ادامه دهد هيچ وقت فكرش را نمي‌كرد اين كار او باعث اشتغال‌زايي براي خيلي از همشهريانش شود و حتي خيلي‌ها قيد زندگي در پايتخت را بزنند و كار و كاسبي‌اشان را در شهر وديار خودشان راه بيندازند.
اصغر نوروزي ۴۱ بهار از عمرش را سپري كرده و اين روزها او را در شهر نور و رويان استان مازندران به عنوان جوان كارآفرين مي‌شناسند.كارآفريني كه خيلي از هم‌شهري‌ها و هم روستايي‌هايش را دور هم جمع كرد و به بازار كار شهر پدري‌اش رونق خاصي بخشيد.
چهارده ساله بود كه وارد كار توليدي پوشاك مردانه شد، از پادويي شروع كرد. «چايي دم كردم، جارو زدم و بعد كم كم پشت چرخ نشستم. اين‌ها را اصغرآقا مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: «سه سال بعد تقريبا در كار مهارت پيدا كردم اما بايد به سربازي مي‌رفتم. دو سالي سربازي‌ام طول كشيد و دوباره سال ۷۷ بود كه وارد بازار كار شدم.اين بار بيشتر از قبل عزمم را جزم كردم تا دركار توليد پوشاك مردانه مهارت پيدا كنم. به همين خاطر به سراغ يادگيري كارهاي ديگر مثل برش زني و غيره رفتم. وقتي به قول قديمي‌ها يك اوستاكار شدم در منطقه‌ي هاشم‌آباد مغازه‌اي اجاره كردم و كار را به صورت مستقل آغاز كردم.»
چهار سالي از آغاز به كار اصغر گذشته بود كه فكري به ذهنش رسيد، او تصميم گرفت كارگاهش را در تهران جمع كند و به شهر وديار پدري اش برود. او مي‌گويد: من اهل روستاي وارازان بخش بلده شهرستان نور مازندران هستم. تقريبا همه‌ي اهالي روستاي ما خياط هستند و از اين حرفه خرج خانواده‌ خود را به دست مي‌آورند. سال ۸۵ بود كه تصميم گرفتم قيد زندگي وكار در تهران را بزنم و به شهر پدري‌ام بروم. اين ايده چند نكته‌ي مثبت داشت اول اينكه با راه‌اندازي كارگاه خياطي لباس مردانه در شهر خودم باعث مي‌شد بازار كار در آنجا رونق پيدا كند. دوم اينكه از شلوغي و مشكلات زندگي كردن در شهر تهران مثل اجاره‌ي بالاي مغازه‌ي، دستمزد زياد كارگر و هزار و يك مشكل ديگر راحت مي‌شدم.
او مي‌گويد: با اينكه كارگاهم در تهران با بيش از ۲۰ چرخ كار مي‌كرد با اين حال به شهر رويان نور رفتم و كارگاهي را در آنجا اجاره كردم و كار خياطي و توليدي لباس مردانه را با شش چرخ شروع كردم. كارگرهايم نيز همشهریانم بودند و به خاطر اطميناني كه به من داشتند آن‌ها نيز همراهم آمدند و زندگي در تهران را فراموش كردند.
اين جابه‌جايي براي اصغر‌آقا بدون دردسر هم نبود، او در اين‌باره مي‌گويد: شهريور ماه سال ۸۵ بود كه به شهر رويان رفتم. چند ماه اول كار، خيلي سخت گذشت. پس از سال‌ها زندگي كردن در تهران با آن همه شلوغي و هياهو زندگي كردن در شهري آرام براي همه‌ي ما شوكه‌كننده بود. اما اين موضوع تنها مشكلمان نبود. بزرگترين مشكلي كه داشتيم ماجراي حمل‌ونقل كار از بنكداري در تهران به كارگاه در رويان بود. در رويان فقط يك باربري وجود دارد كه آن هم فقط دو روز در هفته بار به تهران مي برد و يا از آنجا بار را برايم مي‌آورد. به غير از اين مجبور بوديم با اتوبوس كارها را از تهران به كارگاه بياوريم . هر چند اين كار هم بدون دردسر نبود. اتوبوس‌ها اجازه‌ي باربري نداشتند. در نهايت مجبور شدم با رئيس تعاوني جلسه‌اي بگذارم و او را قانع كنم كه اين كار باعث اشتغال‌زايي در شهر وديار خودمان مي‌شود. خوشبختانه هماهنگي خوبي بين ما و شركت تعاوني حمل‌ونقل انجام شد و پس از مدتي مشكلات حمل‌ونقلمان برطرف شد. با اين وجود شش ماهي طول كشيد تا كار به روال عادي و درست مثل زماني كه در تهران بوديم شود.
سه سال گذشت و اصغر نوروزي براي تصميم جديدي كه عملي كرده بود تمام تلاش خود را به كار بست تا اينكه كار وكاسبي‌اش گرفت. حالا دهان به دهان بين مردم شهر و روستا پيچيده بود كه اصغر كارش حسابي گرفته و سخت مشغول كار است. همين موفقيت‌هاي او بود كه باعث شد خيلي‌ از همشهريانش قيد زندگي وكار در تهران را بزنند و مثل همشهري‌اش اصغر به شهر خودشان برگردند و كارگاه توليدی شان را آنجا راه بياندازند.
نوروزي مي‌گويد: بعد از اين مدت كارگرهايم به ۱۸ يا ۱۹ نفر رسيده بود و وضع زندگي‌ام تغيير كرده بود. از طرفي دوست داشتم همشهريان ديگرم نيز اين زندگي جديد آن هم در شهر آبا و اجدادي‌امان را تجربه كنند. به همين خاطر وقتي متوجه شدم خيلي‌ از همشهريانم در جريان كارم قرار گرفته‌ام هر وقت آنها را در مراسمي و يا هرجاي ديگر مي‌ديدم پيشنهاد مي‌دادم آنها هم كار وكاسبي‌اشان را از تهران به شهر و روستاي خودمان بياورند. خوشبختانه اين ايده مورد استقبال خيلي از هم‌شهري‌هايم قرار گرفت و حالا كار به جاي رسيده است كه ۲۸ واحد توليدي در روستاي خودمان وارازان ،۴۸ واحد توليدي در شهر نور ورويان،۱۳ واحد توليدي در محمود‌آباد و۱۲ واحد توليدي درشهر آمل توسط همشهري‌ها و هم‌روستاي‌هاي خودم راه افتاده و كارشان را آغاز كردند.
نوروزي مي‌گويد: با واردات لباس‌هاي خارجي با مشكلات زيادي روبه رو هستيم، از طرفي مشكلات ديگري هم پيش رويمان است. مثل اين كه وقتي از بنكداري كار تحويل مي‌گيريم چون كارگاهمان در شهرستان است مبلغ كمتري براي توليد به ما مي‌دهند و مي‌گويند شما در شهرستان هزينه‌هاي کمتري داريد. مشكل ديگرمان هم حساب و كتاب‌هايي است كه پس از آتش‌گرفتن پلاسكو همچنان باقي مانده و طلب‌هايي كه هنوز وصول نشده است. با اين حال در برابر مشكلات سرخم نكرده‌ايم و همچنان با قدرت به كار ادامه مي‌دهيم. حتي دو شركت تعاوني هم راه‌اندازي كرده‌ايم تا در حالي كه هر كارگاه به صورت انفرادي كار انجام مي‌دهد اما اين كار با سازوكار حساب ‌شده‌اي انجام شود و نه تنها به همه‌ي كارگاه‌ها كار برسد بلكه يك نفر قيمت‌ شكني هم نكند.
حالا آقاي نوروزي با تجربه‌اي كه به دست آورده به هم‌صنفي‌هاي خودش توصيه مي‌كند تا كارشان را از تهران به شهرهاي خودشان منتقل كنند. او مي‌گويد: با اين كار بازار كسب وكار شهرشان را رونق مي‌دهند اما براي اين كار به چند نكته توجه داشته باشيد. ابتدا اينكه شناخت كافي به بازار داشته باشيد و از همه مهم‌تر بنكداري كه قرار است كار را به شما تحويل بدهد به شما اطمينان داشته باشد. نكته‌ي دوم تهيه‌ي محلي است كه قرار است درآنجا كارگاه خود را راه‌اندازي كنيد و اگر اين مكان براي خودتان باشد هزينه‌ي کمتري خواهيد داشت. نكته سوم هم اينكه مشكل حمل‌ونقل خود را حل كنيد تا براي دريافت كار و يا تحويل آن به دردسر نيافتيد.
كار كردن در شهرستان قابل قياس با تهران نيست و شايد درآمدکمتري نسبت به تهران داشته باشد اما بدون شك داشتن آرامش در شهرخود مي‌تو‌اند در بهبود فضاي كسب و كار شما تأثيرگذار باشد. اما اگر شما انساني توانمند باشيد و بتوانيد كار را به درستي و سروقت به دست مشتري برسانيد به عنوان يك مديركارگاه مي‌توانيد ماهيانه بين ۴ تا ۱۰ ميليون تومان درآمد داشته باشيد.

حمایت از جوانان جویای کار
کارآفرین موفق کازرونی نه تنها با همت عالی یک مجتمع متروک کشاورزی را رونق داد بلکه آمادگی خود را برای حمایت از جوانان جویای کار استان فارس اعلام کرد.
مقام معظم رهبری «اقتصاد مقاومتی» را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل «فشار اقتصادی دشمنان» و «آمادگی کشور برای جهش» را معرفی کردند. در گوشه و کنار استان فارس افرادی دست به کارآفرینی زدند که با همت عالی و قدم‌های کوچک سعی کردند اقتصاد مقاومتی را معنا ببخشند و نشان دهند که این نسخه‌ای کامل برای شفای اقتصاد است.
یک مجتمع متروک کشاورزی در شهرستان کازرون که چراغش از بی‌رونقی اقتصاد خاموش شده بود امروز با فعالیت یک جوان رونق گرفته و برای ۱۵ نفر اشتغالزایی کرده است.
داوود سلطانی یکی از کارآفرینان موفق در زمینه اقتصاد مقاومتی است که ۲ سال پیش کارش را با بسیج سازندگی آغاز کرده است، اما در کنار کار اداری در کلاس‌های آموزشی بسیج شرکت می‌کند و متوجه می‌شود در تمام استان فارس کارهای تولیدی و پرورش طیور آغاز شده اما در شهرستان کازرون خبری از تولید نیست.
یک مجتمع متروک کشاورزی را می‌خرد و با آموزش‌های بسیج سازندگی و گرفتن تسهیلات اقتصاد مقاومتی پرورش بلدرچین را با هزار جوجه آغاز می‌کند اما در مرحله نخست ۷۰۰ جوجه از بین می‌روند. سلطانی می‌گوید: ناامید نشدم و با توکل به خدا در بار دوم با ۲ هزار جوجه بلدرچین کار را شروع کردم و نتیجه گرفتم.
به گفته وی پس از نتیجه گرفتن از جوجه‌ریزی تصمیم به گسترش کار گرفتم و ۶ هزار جوجه بلدرچین را پرورش دادم پس از مدتی تخم بلدرچین را نیز اضافه کردم اما موفق نشدم برای تخم بلدرچین بازار مصرف پیدا کنم در نتیجه تصمیم گرفتم با یک دستگاه جوجه‌کشی را امتحان کنم.
سلطانی که خود فوق لیسانس کشاورزی دارد، تصمیم می‌گیرد چرخه پرورش بلدرچین را کامل کند در نتیجه تولید دانه مصرفی بلدرچین را آغاز می‌کند و امروز همه استان فارس را در زمینه تولید و پرورش بلدرچین تحت پوشش دارد. مجتمع متروک داوود سلطانی کم‌کم رونق گرفت و وی متوجه شد که می‌تواند در کنار آنها مرغ محلی را نیز پرورش دهد به همین دلیل ۴۰۰ مرغ محلی می‌گیرد و بخشی از مجتمع را به پرورش آن اختصاص می‌دهد. به گفته وی یک گلخانه متروکه نیز در مجتمع بود که با همکاری شهرداری کازرون محلی برای پرورش گل‌های فصلی می‌شود و در مرحله نخست ۵ هزار قطعه گل فصلی تولید می‌کند و به فروش می‌رساند.
با تلاش و همت این کارآفرین موفق مجتمع کشاورزی رونق گرفت و امروز به جایی رسیده که می‌تواند دستگیر دیگر جوانان شود. سلطانی می‌گوید: « این آمادگی را داریم که در کل استان فارس هر کس احتیاج به کار داشته باشد با هزینه شخصی خودمان کار تولید بلدرچین را برایش راه‌اندازی کنیم و خرید تضمینی هم داشته باشیم».
محمد موجی، رئیس بسیج سازندگی شهرستان کازرون از ارائه تسهیلات ۳۰ میلیون تومانی اقتصاد مقاومتی به کسانی که مایل به راه‌اندازی کار باشند، خبر می‌دهد و می‌گوید: علاوه بر این برای شروع هر پروژه بسیج سازندگی دوره‌های آموزشی و مشاوره برگزار می‌کند.
وی از فعالیت‌های بازاریابی بسیج سازندگی برای تولیدکنندگان خبر می‌دهد که از جمله آنها برگزاری نمایشگاه‌ در سطح شهرستان و استان است. موجی معتقد است که برای همه‌گیر شدن اقتصاد مقاومتی باید تبلیغات در این زمینه صورت بگیرد به همین دلیل افراد موفق کارآفرینی در کازرون در فضای مجازی به معرفی کار خود و تبلیغ می‌پردازند. هر چند مجتمع کشاورزی سلطانی رونق گرفته اما رنگ سنتی دارد. وی درباره دلایل صنعتی نکردن آن می‌گوید: زمانی تصمیم گرفتم که کشتارگاه داخلی راه‌اندازی کنم که با این کار می‌توانستیم به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس گوشت بلدرچین صادر کنیم اما به دلیل سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی ادارات پشیمان شدم.
به گفته وی ۳ میلیون تومان هزینه کارهای اداری بود و بعد از آن تجهیز کشتارگاه ۷۰ میلیون تومان اعتبار نیاز داشت اما به دلیل موانع اداری پشیمان شدم و اکنون به صورت سنتی با خانواده‌ام کار می‌کنم.

اشتغال‌زایی در کوه‌های اصلاندوز
برداشت محصول قارچ دنبلان که به شکل کاملا طبیعی و ارگانیک در طبیعت یافت می‌شود از ارتفاعات و کوه‌های اصلاندوز آغاز شده است.
قارچ دنبلان ( از ریشه فعل ترکی دونبالان به معنی برآمده و متورم) نوعی قارچ خوراکی گران‎قیمت و کمیاب است و تأثیر چشم‎گیری در کاهش قند خون دارد.
اندازه این قارچ از یک فندق تا یک پرتغال بوده و شکلی شبیه سیب‎زمینی دارد.در سال‌های پر باران و فصل پاییز و نیز از اول اسفند تا نیمه اول فروردین در مراتع منطقه مغان بخصوص در کوه‌های اطراف اصلاندوز رشد می‌کند. افراد آشنا و مطلعی در منطقه اصلاندوز وجود دارند که روزانه بین ۵ تا ۱۰ کیلوگرم دنبلان بخصوص در ارتفاعات و کوه‌های اطراف روستاها و قشلاقات جمع‎آوری می‎کنند و به قیمت ۲۰ هزار تا ۴۰ هزار تومان می‌فروشند.
قیمت این نوع قارچ در ایران متغیر بوده و در خارج از کشور نیز خریداران بسیار خوبی دارند؛ در کشورهای فرانسه، ایتالیا و انگلیس هر کیلو ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار به فروش می‎رسد. قارچ‌های دنبلان معمولاً دسته دسته در عمق ۱۰سانتیمتری در خاک کوه‌های اطراف اصلاندوز می‌رویند و به حالت طبیعی در بسیاری از زمین‌های معتدل دیده می‌شوند.
با توجه به آغاز بارندگی‎های بهاره و مساعد شدن شرایط رشد این قارچ جمع‎آوری، خرید و فروش و مصرف این قارچ‎ها در رویشگاه‎های قارچ دنبلان در کشور از رونق خاصی برخوردار شده است. بخشی از خواص دارویی و پزشکی قارچ دنبلان براساس مستندات علمی و تحقیقات آزمایشگاهی و برخی دیگر در میان مردم مناطق مختلف و براساس تجربیات شخصی و در طول سال‎های متمادی به اثبات رسیده است.تغذیه از آن در فصل بهار را برای جلوگیری از انواع بیماری‎ها در طول سال مؤثر می‎دانند.
در ایران در شهرهای مرکزی و جنوبی کشور نیز از قارچ به عنوان غذایی مقوی و دارویی در درمان بیماری‎های چشمی یاد می‎شودبسیاری مصرف قارچ را در درمان عوارض پیری مؤثر دانسته و آن را به عنوان عامل جوانی می‎شناسند. براساس تحقیقات انجام شده تاکنون تأثیرات آنتی بیوتیکی قارچ در برابر میکروب‎ها و عوامل بیماری‎زا، تأثیر آنتی اکسیدانی در برابر انواع عوامل سرطان‎زا و محافظت از کبد در برابر بیماری‎های کبدی به اثبات رسیده است.
قارچ دنبلان به رنگ‎های سفید، سیاه، قرمز تیره، خاکستری و بنفش دیده می‎شود ولی لذیذترین نوع آن دارای پوسته سیاه رنگ است. از نظر تغذیه‎ای دارای بیش از ۱۵ نوع پروتئین و ویتامین‎های زیادی است استفاده از انواع قارچ‎ها به ویژه دنبل به عنوان یک غذای سالم روبه افزایش است و هرساله متقاضیان بیشتری پیدا می‎کند.
این محصول که به شکل کاملا طبیعی و ارگانیک در طبیعت یافت می‌شود و در کشورهای اروپایی و کشورهای حوزه خلیج‌فارس مشتریان فراوانی دارد، امسال به جهت بارش‌های مناسب باران رویش این قارچ در اراضی مرتعی اصلاندوز به ویژه دامنه‌های آق داغ بسیار مناسب است.اصلاندوزمغان در ۲۰۰ کیلومتری شمال غربی استان اردبیل واقع شده و هم مرز کشور جمهوری آذربایجان است.
در نهایت می‌توان اینطور نتیجه گرفت که با توجه به اقتصاد مقاومتی می‌توان بیکاری را ریشه کن کرد چیزی که مسئولان متاسفانه در عمل کمتر به آن توجه می‌کنند. 

گفت‌وگو: قاسم غفوری - مائده شیرپور

کد مطلب: 105240
 
Share/Save/Bookmark