میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۰:۳۴
 
 
به بهانه قانون رتبه بندی معلمان و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی
قریب چهل و سه سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد و دههء فجر چهل و سومین سال آنرا در پایان دی‌ماه در تدارکیم تا داد سخن سر دهیم و آن همه آمال و آرزوهای انقلابی یاد آوری کنیم وببالیم به عملکرد شهدا وبخندیم به ریش سفید خودمان که چگونه مدیریت اداره امور را بدست مذوران وپیروا ن سردار سازندگی وبانی خصوصی سازی کیلی و میلی دادیم واکنون‌وارث هزاران کارخانه تعطیل باشیم.
چه رویاهایی وامید و آرزوهایی داشتیم و چه بذرهایی در خیال خود کاشتیم وچقدرخیال خام بر روی هم انباشتبم ودرمزرعهء وعده‌ه۹ا محصولی برنداشتیم وانبان خالی را بر دوش گذاشتیم ودر سراشیبی بود و نبود سه دوز واکسن کرونا را به بازو کاشتیم اگرازاومیکرون جان سالم به در بریم وچشم به راه رتبه بندی معلمان باشیم. تا مگر از صدقات آنان که با نظر خاک را کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند ومرهمی بر زخم و آلام مزمن مانده برپیکرو جوارحمان بگذارند و کد نسخه الکترونیکی را بدستمان بدهند و در نهایت در داروخانه بگویند مرهم شما همه اش آزاد است. نمیدانم چرا قلم هم از دستم گریزان است و آشفته نویس وپریشان نگار از جور روزگار قدار که معنای کلمات ننگ وعار را تهی از باردرقاموس رفتار بی وقار قانون گذاران قانون به اختیار ودرحال فرار است می‌داند. واز نون والقلم و ما یسطرون می خواهد شانه خالی کند تامبادا دستان مرادربند نبندد وبه ریش سفید ودل ریشم نخندد که طنز شعر داراب افسر بختیاری را مصداق گفتارم تداعی کند.
من به درد دل خود خندم و دل نیز به من                            چه تعجب که بخندند دو دیوانه به هم
قلم دیوانه نیست ولی ذهن من آشفته است در نگارش ما و چهل وسه سال از روند تغییر وضعیت معیشتی معلمین که در بحر طویل لطایف الحیل وزرا و مسولین آموزش و پرورش و قانون پرداخت هماهنگ و رتبه بندی مشاغل معلمین مطرح است،قلم اینچنین ندا میدهد که بنویس و به پرس ای وزرا، وکلا،مسولین ، مدیران سازمانها ی مختلف ، مملکت مگر همه شما ها تربیت شده همین ، معلمین، مرز و بوم نیستید اگر هستید چرا بخود نمی آید که چه به روز معلمین برده اید
واگر نیستید پس کیستید از کجا آمده اید ای نجومی بگیران که حقوق یک ماهتان معادل سی سال خدمت بعضی از کارکنان در آموزش و پرورش و.یا جاهای دیگر است.
آیا مهندسین شرکت نفت، صنایع فولاد، پتروشیمی، قضات دادگستری کارشناسان و کارکنان اداره دارایی، بانک‌ها، شرکتهای دولتی و خصولتی تحصیل کردگان کجایند؟ آیا پزشکان واساتید دانشگاه ها ی این مملکت مگر از امکانات عمومی فارغ‌التحصیل مدارس این کشور نیستند و همین معلمین شمارا آموزش ندادند و فرزندان شما را مگر آموزش نمی دهند. آیا این ناخلف پروری نیست ‌ُومن علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا ؛شامل حال شما نمی شود کمی بخود آیید پدران بسیاری از شماها معلم بودند و از وضع زندگی آنها آگاهید. آیا سیستم قانونگذاری برای معلمین وحی منزل است؟ وغیر قابل قیاس با حقوق شماها؟
چگونه این همه تفاوت در تمام سازمانهای مختلف تصویب واجرا می‌گردد و در بند بند و ماده و تبصره‌های این قوانین منافع عدیده‌ای برای پرسنل آنها منظور شده است. این‌ها همه امدادهای غیبی است. در روند تعلیم وتربیت مهمترین نقش را معلمین دارند. آنهایی که صادقانه غم درآمد کادر آموزش و پرورش ما را دارند و خود را مقید و ‌پایبند اصولی می‌دانند که این ساختار و ساختمان به بهترین وجه ساخته شود بایستی در تأمین و تعلیم و تکریم و تحصیل این معماران در نهایت امکان ایجاد امنیت شغلی و منزلت اجتماعی آنان اقدام کنند و لازمه این کار برای آسایش زندگی و رفاه معلمین بایستی میانگین درآمد ماهیانه کارکنان مملکت حداقل دریافتی آنان باشد.
وقتی ما برای هر دوره و پایه و مقطع آموزشی افرادی با تحصیلات لازم را گزینش و یا آموزش می‌دهیم نیاز به رتبه بندی معلمان نداریم اینها براساس پایه‌های آموزشی ومدرک تحصیلی واحراز شرایط لازم استخدام شدند ودارای حقوق و مزایای معینی می‌باشند منتها این حقوق و مزایا بایستی طوری باشد که بتوانند به راحتی کالری مورد نیاز برای ادامه یک زندگی شرافتمندانه و ادامه حیات با هزینه مسکن مناسب وایاب و ذهاب وتفریح وخرید کتاب وامکان مسافرت ووقت لازم برای مطالعه واسایش داشته باشد. و در ادامه کار وافزایش سنوات خدمت وطی دوره ها ی آموزشی ومدارج بالاتر وکسب تجربه یا ارائه راه کارهای نوین آموزشی اختراع وابتکار وحصول عملکرد آموزشی مثبت که در قالب ارزیابی وارزشیابی دوره های نهایی. دیده میشود مدارج بالاتری رادر روند رشد وتحقیق وتحصیل وتجربه به تناسب تغییرات تورمی ویا تقدیر درقبال تفاوتهایی که مشهود کار آیی آنان باشددر حقیقت موتور محرکه تشویق برای پیشرفت ونو آوریها ی جدید آموزشی می باشداینها همه ازطریق ارزیابی بخش هایی که پی گیر این قضایا باشند که می‌توانند نقش مهمی رادر پیشرفت وکار معلمین داشته باشد. از این رو رتبه بندی معلمان به نظر می‌رسد یک نوع قانون وروش تبعیض آفرین واختلاف برانگیز است.
همانطور که قانون پرداخت هم آهنگ هم هیچ مشکلی را در آموزش و پرورش حل نکرد چون موقع اجرابادستورالعمل های سازمانی برای اعمال واجرای آن آموزش و پرورش را از سایر سازمانها ی دیگر مستثنا کردند وبرای آنها سقف تعیین کردند و با اجرای قانون من درآوردی پلکانی معکوس در طول چند سال حقوق دیپلمه ها وفوق دیپلم ها هم طراز لیسانسیه ها و فوق لیسانس شد ودرموقع بازنشستگی یک لیسانس ویا فوق لیسانس با فوق دیپلم و دیپلم با تفاوت ناچیزی باز نشسته می‌شدند و انگیزه تلاش برای تحصیل مدارج ومدارک بالا تر راازببن بردند وابن یک خیاتت تعمدی در حق کسانی بود که دارای تحصیلات بالاتری بودند وحقشان را ضایع کردند و اینجانب نویسنده ابن مقاله در موقع بازنشستگی با فوق لیسانس ویک گروه تشویقی باهمکار فوق دیپلم خودم حقوقمان برابر شد چه کسی پاسخگو است ؟!! وقانون رتبه بندی اگر بر اساس تامین معیشت معلمان در مقایسه با حداقل میانگین دریافتی سایر مشاغل مختلف در سازمان ها و ادارات و دانشگاه وسایر موسسات وصنایع وشرکتها دیگر نباشد یا مشابه نحوه پرداخت در کشور های مختلف وپیشرفته هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد و آزمون و خطای دیگری درحق قشری اعمال می‌شود که فقط تاریخ پاسخگوی آن است ولا غیر:
اما قانون رتبه بندی مشاغل معلمین مثل صیغه مدارس غیر انتفاعی نیست که تار و پود نظام آموزشی کشور مارا از هم گسیخته و تبدیل به یک سیستم طبقاتی نموده تا لاکچری نشینان ونجومی بگیران وذو وطنان ودوپاسپورتی ها بتوانند فرزندان خود را در آنها مشغول به تحصیل کنند تا پستهای نان و آب دار مدیریتی راموروثی نمایند ودیگر طبقات کما کان در سیستم کاست تحمیلی مانند دوره ساسانیان بمانند.
هر سیستم آموزشی دارای پایه‌های مختلف و مشخص و معینی است که کشورهای دنیا به صور مختلف فرزندان خود را تعلیم می‌دهند، آمادگی، کودکستانی، ابتدایی، دبیرستان ودر رده‌های دیگری فرزندان خود را تعلیم می‌دهند.
ابن دوره‌ها با برنامه‌ریزی مدون و کارشناسی شده مطابق دانش روز دنیا طبق برنامه‌های آموزشی تایید شده توسط کارشناسان آموزشی وبهرمندی از تمام سیستم‌های آموزشی جهان و به روز بودن آنها در کتب درسی وروشهای نوین آموزشی در روند معماری تربیتی نسل‌های هر کشوری تحت تربیت و تعلیم معماران و متخصصان آموزش دیده برای هر دوره وپایه ومقطعی آماده گردند تا تداوم آموزش و تعلیم و تربیت یک کشور دریک روند منسجم ومعین طی شود و هر کشوری بایستی طبق ضوابط و قواعد و قوانین تمدن و فرهنگ خود محور این برنامه آموزشی را تدوین و تصویب کندوبا تایید کارشناسان ودانشمندان آگاه و دلسوز آنرا با دقت ونظارت دقیق وحساب شده پیگیرواجرا میکند وروند پیشرفت واجرا آنرا بطور سیستماتیک دربخشهای مختلف با ارزیابی های عملکردی ومستمر بررسی ونسبت به رفع نواقص وعیوب آن درروند اجرا اقدام می‌کند با امکانات علمی امروزی کنترل این مراحل کار سختی نیست. ولی مجریان و معماران طرح های تربیتی و آموزشی معلمان هر کشوری می‌باشند.
وقتی یک کشور ساختار وساختمان تعلیم وتربیتی نسل‌های آینده خود را روشمند معین کرد بایستی به تامین و آماده سازی معماران اجرایی برای ایجاد بهترین محصول مورد نیاز خود باشد واساس این آمادگی تامین امنیت روحی وروانی ومعیشتی واقتصادی ومنزلت اجتماعی معلمین درقیاس با سایر اقشار ومشاغل اجتماعی همتراز وپایه های تحصیلی و تخصصی موجود در جامعه خود باشد.
تا تفاوت طبقاتی وتبعیضات تحمیلی ناشی از برتری گزینی موقعیت های رانتی مدیریتی که از فرصت‌ها ی حاصله و سوء استفاده از قدرت وموقعیت درآمد زایی بعضی از سازمان های صنعتی وپر در آمد و مصرفی تلقی کردن سیستم های آموزشی که مهمترین عامل تولید که نیروهای انسانی متخصص را پرورش می دهند کم اهمیت جلوه دهند، این طرز تفکر مخرب‌ترین عامل ایجاد اختلاف طبقاتی و تبعیض در سیستم آموزشی کشور است. پس ساختار تعیین دستمزد دهی کادر آموزشی بایستی در مقایسه با سایر اقشار مختلف و مشاغل مشابه در کشورهای دیگر با در نظرگرفتن شرایط اقتصادی کشور تعیین شود و زیبنده نظام جمهوری اسلامی ایران باشد ومورد تقلید والگویی قابل قبول برای دیگران از این رو به نقش آفرینی معلمین در تربیت و تعلیم فرزندان ویا نسل های جامعه می‌پردازیم.

نویسنده: علی محمد شیروانی ناغانی - دبیر بازنشسته آموزش و پرورش ناحیه سه اصفهان
کد مطلب: 121677
 
Share/Save/Bookmark