میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ ساعت ۲۰:۵۵
 
 
به روش نخبگان انقلاب عمل کنیم
لزوم بهادادن به نخبگی و ضرورت آن بیش از هر زمانی در تاریخ انقلاب اسلامی احساس می شود...
لزوم بهادادن به نخبگی و ضرورت آن بیش از هر زمانی در تاریخ انقلاب اسلامی احساس می شود. این امر با توجه به معضلاتی مانند رفتارهای غیر عقلانی یا سردمداری سلبریتی ها در حوادث اخیر، حساسیت ملموس‌تری یافته است. این ضرورت همچنین و در سطحی عمیق تر ما را به مبانی و روش عقلانی و علم مدارِ انقلاب اسلامی و رهبران آن بازمی گرداند و ارجاع می دهد؛ روشی که فیلسوفان بزرگی چون امام راحل و علامه طباطبائی و شهید مطهری و رهبر کنونی انقلاب اسلامی از نمادهای واضح و قله های آن هستند.
رهبر حکیم انقلاب نیز همواره و در حادثه های مختلف ما را به مبانی و روش انقلاب اسلامی بازمی گردانند. این بازگشت، مهمترین تکیه گاه حرکت به جلو و جهش کشور و انقلاب اسلامی است.
متناسب با حقیقت مذکور، امروز در شرایطی که یک فتنه مجازی و رویایی بدون آرمان سربرآورده است، بازگشت به آرمانهای انقلاب و تأکید و تصریح بر واقعیت و واقع گرایی آن و واضح کردن آن برای اقشار و گروه هایی که از آن کم اطلاع یا بی اطلاع هستند، حرکتی رو به جلو و کنشی، و در نتیجه، پرهیز از موضع انفعالی یا حداکثر واکنشی می شود. هر چند واکنش و نقد شبهات و دروغ های دشمن نیز همواره ضروری است، اما تحت هر شرایطی رویکرد ایجابی، مثبت، اثباتی نظام الهی جمهوری اسلامی همیشه اولویت خواهد داشت. این رویکرد منطق و منظومه فکری مستدل و قوی و بی نظیر انقلاب اسلامی را مقابل دیده گان خواهد نهاد و مانع از فراموشی یا کمرنگ شدن آن می شود.
به عنوان مثالی برای واضح تر شدن مدعای این متن، لازم است به یک پدیده در حوادث اخیر اشاره کنیم. در آشوب اخیر دیده شد که برخوردهای سطحی از جانب برخی افراد در هر دو سو صورت گرفت و افراد کم سواد، میانداری کردند. ناظر به چنین ضرورت هایی، رهبر انقلاب دست بر قضا توطئه اخیر و جنبه برنامه ریزی شده حوادث کنونی (عمده ماهیت آن توطئه دشمن بوده است) را چندان جدی نگرفتند. چراکه لیدرهای آن افرادی سطحی و بدون پشتوانه نظری یا معنوی و حتی مردمی بودند. این لیدرها نه از نظر علمی حرفی دارند و نه هرگز زندگی و گذشته آنها با هویت اسلامی و حتی هویت ایرانی و مردمی نسبت مثبتی داشته است و نه از جنبه اخلاقی یا شخصیتی قابل اعتنا هستند.
ناظر به چنین وضعی، رهبر حکیم انقلاب حتی با سکوت خود و در ادامه با کم سخن گفتن از این حوادث- به نحو ضمنی- یا صریح(مانند جایی که در دیدار اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام تذکر دادند که «مسئولان کشور نیز مراقب باشند اینگونه مسائل آنها را از مسئولیت‌ها و وظایف اصلی در عرصه داخلی و خارجی باز ندارد».) ما را به عمق فرهنگی و فکری و فلسفی انقلاب اسلامی (مسیر ایجابیِ عقلانیت که مستلزم تمرکز بر اهداف الهی و مردمی نظام است) بازمی گرانند.
مطابق اندیشه رهبر انقلاب جز با برگرفتن مبانی و روش انقلاب اسلامی(عقلانیت آن) نمی توان بر مشکلات به طرزی که در تزار انقلاب اسلامی و اندیشه عمیق آن و منافع مردم است غلبه کرد. جز با مبانی وفاق آفرین و مستدل و محکم انقلاب اسلامی، حتی نمی توان به گفت و گوی سیاسی موفق رسید و منافع ملی و هویت و در یک کلام حقیقت و مصلحت را به تحقق رسانید(مصلحت عامل حفظ، تحقق و ارتقای حقیقت است).
اگر اولویت و حساسیت عمق فرهنگی انقلاب اسلامی درک شود، آن گاه به دانش و فضیلت و نخبگان بهای شایسته و بایسته داده خواهد شد و فضا برای جولان افراد سطحی و شومن و سلبریتی های بعضاً بی درد و بی درک فراهم نمی شود.
ناگفته پیداست که عقلانیت و عقل گرایی نسبت هم افزا و مثبتی با نخبه گرایی دارد. البته این نخبه گرایی یا نخبه گرایی مخصوص به انقلاب اسلامی، در عین حال عام گرا و مردمی است و بنابراین از نخبه گرایی اشرافی یا برج عاج نشین که در آن یک طبقه خاص-ولو دانشگاهی- خود را ممتاز و متمایز از جامعه و عموم مردم بدانند، به دور است.
نخبه گرایی مبتنی بر عقلانیت انقلابی چنان است که فرد نخبه و تربیت شده یا مطلوب آن فردی دارای علم و عمل درست است؛ فردی که با دانایی خود عمیق ترین ضربه را به دشمنان معنویت و حقیقت خواهد زد.

نویسنده: محسن سلگی
کد مطلب: 124497
 
Share/Save/Bookmark